
نوروز بمانید که ایّام شمایید
آغاز شمایید و سرانجام شمایید
آن صبح نخستین بهاری که به شادی،
می آورد از چلچله پیغام، شمایید
آن دشت طراوت زده آن جنگل هشیار
آن گنبد گردننده ی آرام شمایید
خورشید گر از بام فلک عشق فشاند،
خورشید شما ، عشق شما ، بام شمایید
نوروز کهنسال کجا غیر شما بود ؟
اسطوره ی جمشید و جم و جام شمایید
عشق از نفس گرم شما تازه کند جان
افسانه ی بهرام و گل اندام شمایید
هم آینه ی مهر و هم آتشکده ی عشق،
هم صاعقه ی خشم ِ بهنگام شمایید
امروز اگر می چمد ابلیس، غمی نیست
در فنّ کمین حوصله ی دام شمایید
گیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است ،
در کوچه ی خاموش زمان، گام شمایید
ایّام به دیدار شمایند مبارک
نوروز بمانید که ایّام شمایید
(پیرایه یغمایی)
جمعیت زنان خورشید، سال خوبی را برای شما عزیزان و همراهان گرانقدر آرزو دارد. 
زمان: 21 اسفند ماه 1394
مکان: دفتر جمعیت زنان خورشید
در ادامه ی برنامه ی مجمع عمومی، تصمیم گرفته بودیم جشنی را به پاس یک دهه فعالیت جمعیت زنان خورشید در شهر ورامین برپا کنیم. برنامه با روشن کردن شمع بر روی شیرینی های تری که یکی از اعضا به مناسب جشن تولد جمعیت هدیه داده بود، آغاز شد. شمع ها را فوت کردیم و از میهمان ها با شیرینی و چای پذیرایی شد.
بعد نوبت به خواندن قسمتی از گزارش افتتاحیه ی جمعیت در مرداد ماه 1384 بود. جشن مادران! چند خط اولیه ی گزارش را که خواندم انگاری خاطرات در ذهن اعضای قدیمی جان گرفت. چشم ها به نم نشست و سکوت در جلسه حکمفرما شد. سکوتی که می شد در آن مرور یک روند ده ساله را به سرعت برق در چشم حاضرین خواند.
بعد از دوستان خواستیم تا خاطره ی آشنایی خودشان را با جمعیت زنان خورشید بیان کنند. احساسات دوستان در حین بیان خاطره شان گهگاهی به اشک بدل می شد و گهگاهی به لبخند... یکی از اعضا از انرژی خوبی که از افراد حاضر در جمعیت می گرفت، گفت و افسوس می خورد که امسال قرار است از جمعیت دور بشود وبه کرج نقل مکان کند. عضو دیگری از روز اول افتتاح و انگیزه ی ایجاد NGO در ورامین و فعالیت زنان در سطح شهر در آن زمان گفت. یکی از دوستان از عبور تصادفی شان از مقابل دفتر گفت و تردید در وارد شدن به فضای دفتر و استقبال گرم اعضا در بدو حضور ایشان و ادامه ی ارتباط شان با جمعیت گفت... .
در ادامه دوست دیگری با گفتن مقدمه ای، پیشنهاد داد که اسم " جمعیت زنان خورشید" به اسم عام تری تبدیل شود تا برای حضور مردان دافعه ایجاد نکند. و دبیر اجرایی در ادامه گفتند که اسامی خاص دلیل خوبی برای انجام فعالیت های متمرکز هستند. و گفتگو در این باره آنقدر طول کشید که باقی برنامه ی گفتن از خاطره ها ناتمام ماند.
جلسه در ساعت 18 با خداحافظی تعدادی از اعضای حاضر در نشست به صورت غیررسمی پایان یافت و بعدش جمع آوری وسایل و مرتب سازی فضا و در نهایت همه گی برای هم سالی پر از خوبی و خیر و موفقیت آرزو کردیم.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, سازمان مردم نهاد, ورامین, سمن ها
زمان: 21 اسفند ماه 1394
مکان: دفتر جمعیت زنان خورشید
و خدایی که در این نزدیکی ست...
دوازدهمین جلسه ی مجمع عمومی جمعیت زنان خورشید، راس ساعت 15:30 دقیقه با حضور اعضای شورای مرکزی و سایر اعضا و دوستان آغاز شد.
در ابتدا گزارش مختصری از وبلاگ و کانال تلگرام جمعیت ارائه شد.
سپس دبیر اجرایی بر مبنای گزارش عملکرد سال 94، بطور مختصری روی برنامه های جمعیت در سال 94 برای حاضرین صحبت کرد.
درباره ی آخرین پروژه جمعیت، یعنی روز درختکاری صحبت شد. تقدیر از سه نفر از همشریان که به فضای سبز محیط خود اهمیت می دهند و در حفظ و نگهداری از آن کوشا هستند.
بر روی برخی از برنامه ها و گفتگو در خصوص نتایج و نحوه ی اجرای آن ها، صحبت بیشتری صورت گرفت. از جمله پاکسازی جوی معابر به دست کسبه، قصه خوانی فعال و برنامه ی روز جهانی صلح.
درباره ی طرح های درآمدزای جمعیت گفتگو شد و پیشنهاداتی ارائه گردید که در انتهای گزارش به آن ها اشاره خواهیم کرد.
در خصوص کتابخانه جمعیت گفتگو شد و اینکه بخش دانش های اجتماعی، به طبقه بندی موضوعی اضافه شده است. از امسال طرحی داریم که کتاب هایی را که به آن ها نیاز نداریم دور نیانداخته و به جمعیت بیاوریم تا به کتابخانه ها تحویل داده شود. شاید بخشی از آن ها برای کتابخانه جمعیت مناسب باشند. وگرنه می توان از آن ها برای تاسیس کتابخانه های کوچک در مدارس یا روستاها استفاده کرد.
درباره ی صندوق خورشید گفتگو شد وحق عضویت آن که پیشنهاد بیشتر شدن آن مطرح گردید.
در خصوص وضعیت پول پیش دفتر جمعیت، توضیحی کلی و کامل ارائه گردید. در انتها به دلیل مساعد نبودن حال بازرس جمعیت زنان خورشید، گزارش بازرسی مجمع عمومی به سال بعد موکول شد.
پس از این گفتگوها ،نوبت به رای گیری و انتخاب اعضای شورای مرکزی جدید برای دو سال اینده رسید.
کاندیداها معرفی شدند و رای گیری صورت پذیرفت. صحبت از بررسی روند ثبت اینترنتی جمعیت شد که دبیر اجرایی مسئول اجرا و پیگیری آن است.
اعضای شورای مرکزی به مدت 2 سال انتخاب شدند.
بازرسان برای یکسال انتخاب شده اند و انتخاب مجدد آن ها بلامانع است.
بعد از رای گیری و اعلام نتایج انتخابات، از طرف دوستان، هدایایی به رسم یادبود به دبیر اجرایی و به پاس زحمات بی دریغ این در طول این ده سال تقدیم شد. و از ایشان قدردانی به عمل آمد. برایشان آرزوی موفقیت روزافزون داریم.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, ورامین, سمن ها, سازمان مردم نهاد
پنجشنبه و جمعه و شنبه
13 تا 15 اسفند 1394
بازار خاطره های جمعیت زنان خورشید در سال 1394 برای سومین سال متوالی، با فلسفه ی مهم خود، آغاز به کار کرد:
فلسفه بازار خاطره های جمعیت زنان خورشید:
در زندگی هر یک از ما وسایلی وجود دارد که نیازی به آنها نداریم.
در زندگی هر یک از ما وسایلی وجود دارد که به ما هدیه داده شدهاند و ما دوستشان نداریم اما مجبوریم نگهشان داریم.
در زندگی هر یک از ما وسایلی وجود دارد که ...
تدارکات قبلی از جمله تحویل گرفتن اجناس، شستشو، اتوکشی، مرتب کردن، کد و قیمت گذاری، تهیه رگال ها و چیدمان، تا چهارشنبه شب، به اتمام رسیده بود.
آغاز به کار بازار خاطره ها، صبح روز پنجشنبه ساعت 9 بود. قرار شد به اولین مشتری بازار، هدیه ای داده شود. به این ترتیب که بخشی از اجناس درون بازار خاطره ها، قیمت گذاری نشده بود. بلکه خود ِمشتری می توانست قیمتی را برای آن ها پیشنهاد بدهد و با مسئول فروش بازار، بر سر خریدن آن به توافق برسد. اولین مشتری از راه رسید، و هدیه اش را دریافت کرد.
کم کم نوبت به از راه رسیدن مشتریان و بازدیدکنندگان رسید. اجناس امسال نسبت به سال های قبل، بیشتر بودند و از کیفیت بالایی برخوردار بودند. در عوض قیمت آن ها هم در مقایسه با مکان های عرضه ی دیگر مثل فروشگاه یا مغازه، بسیار پایین بود. برای همین در روز اول، ازدحام زیادی از مشتریان را داشتیم. برای تک تک افرادی که وارد می شدند، در خصوص اهداف بازار خاطره ها، توضیح می دادیم و آن ها بعد از شنیدن توضیحات ما، تشویق می شدند که در سال آینده، به جمع شرکت کنندگان در این طرح بپیوندند.
از کتاب های داستان و سی دی های آموزشی گرفته تا اسباب بازی کودکان، لباس و کیف و کفش، ابزار فنی و مهندسی، لوازم چینی و کریستال منزل، سفال و قاب و آینه و گلدان های طبیعی... از هر رقم جنسی که فکرش را بکنید در بازار امسال موجود داشتیم. در کنار بازار، گروه هنری ژیوا هم به ارائه دست سازه های خود می پرداختند. این بخش از جمله اهداف جمعیت در حمایت از فعالیت های داوطلبانه ی زنان در سطح شهر بود.
از مشتریان با چای و شیرینی و شکلات پذیرایی می شد و تمام سعی مان این بود که آن ها در کنار خرید خود، به نوع دیگری درباره ی مدیریت اقتصادی خانواده نگاه کند.
بازار تا ساعت 9 شب ادامه داشت. تا حد زیادی همه ی اعضای مشارکت کننده در این پروژه، راضی و خوشحال بودند. بیشتر از آن بابت که امسال به نحو بهتری توانسته بودیم خدمات خود را ارائه کرده و بیشتر به هدف مورد نظرمان برسیم. فردا از ساعت 9 صبح، منتظر حضور دوستان جدیدمان بودیم.
صبح جمعه، بازار خلوت بود. تا حوالی عصر که مردم از مناسبت های جمعه و دید و بازدید و استراحت یک روز تعطیل فارغ شده بودند و تعداد زیادی از خریداران روز قبل، این بار با همراهی دوستان و آشنایان خود آمده بودند و عده ی دیگری نیز بازار خاطره ها را برای اعضای خانواده ی خود معرفی کرده بودند و آن ها با یک پیش زمینه ی ذهنی بیشتر درباره ی پایین بودن قیمت اجناس می آمدند. که در ادامه با توضیحات ما، هدف از تشکیل بازار خاطره ها، در ذهن شان پررنگ تر می شد.
به دلیل استقبال خوب شهروندان از بازار، تصمیم گرفتیم که روز شنبه نیز، فعالیت مان را تمدید کنیم. هر چند که روز شنبه عملا به خلوتی گذشت و البته جز تعدادی از لباس ها، اجناس چندان دیگری در بازار خاطره ها، باقی نمانده بود. روز شنبه نیز از ساعت 17 تا 21 در مکان دفتر جمعیت حضور داشتیم و در انتها کم کم شروع به جمع کردن اجناس باقی مانده کردیم و رگال ها را تحویل دادیم.
امیدواریم که این برنامه در سال آینده با موفقیت بیشتری اجرا شده و اهداف آن در بین ما، در طول سال جاری باشد.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, بازار خاطره ها, سازمان مردم نهاد, ورامین, بازارچه





