جهان را چنین است آیین و ساز ندارد به مرگ از کسی چنگ باز
بعد از آن به پادشاهی بهرام ِبهرامیان رسیدیم و بعد از آن "نرسی بهرام" پسرش به پادشاهی رسید.
تو کردار خوب از توانا شناس خرد نیز نزدیک دانا شناس
دلیری ز هوشیار بودن بود دلاور به جای ستون بود
و در پایان این جلسه نیز، پادشاهی اورمزد نرسی و شاپور ذوالاکتاف را خواندیم.
برچسبها: شاهنامه فردوسی, جمعیت زنان خورشید, ورامین, نشست کتاب خوانی, سازمان های مردم نهاد
از شهر اسکندریه که بندری باستانی است خواندیم و نقش دلتای نیل در به وجود آمدن تمدن مصر. و بعد از آن به معماری شکوهمند و قدرتمند آن تمدن رسیدیم.
" آیا مصریان قدیم چه اندازه ثروت و قدرت داشته اند که توانسته اند چنین بناهای عظیمی برپا دارند؟"
معماری شهر کرنک را خواندیم که شامپولین مصرشناس معروف، از آن به شهر ِآثار یاد می کند. و بعد از همه ی این ها به سازندگان مصر می رسیم.
بهتر آن است که شتاب کنیم و در زمانی که این آثار هنوز به صورت گرد و غبار درنیامده است، افتخار مصر را در تاریخ و تمدن تماشا کنیم.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, سازمان های مردم نهاد, ورامین, تاریخ تمدن ویل دورانت
در یک نشست شاهنامه خوانی دیگر، امروز دوشنبه، ادامه ی داستان شاهنامه را در زمان پادشاهی شاپور خواندیم:
" شاپور پس از جنگ با رومیان و گرفتار شدن قیصر، از او باژ خواست. قیصر نیز قبول کرد که بر رود شوشتر، پلی بسازد، از آن رو که آنان در مهندسی و معماری سر رشته داشتند.
توانگر شود هر که خشنود گشت دل آزور خانه ی دود گشت
سپس به پادشاهی اورمزد رسیدیم که بعد از یکسال و دو ماه از جان می رود و پادشاهی را به بهران، پسرش می سپارد.
هر آنکس که با آب ِ دریا نبرد بجوید، نباشد خردمند مرد
بعد از آن به پادشاهی بهرام رسیدیم که پس از 3 سال و سه ماه و سه روز پادشاهی را به پسرش سپرد!
چو بخشنده باشی گرامی شوی به دانایی و داد نامی شوی!
سر بدره ی ما گشاده ست باز نباید نشستن کس اندر نیاز!

برچسبها: شاهنامه فردوسی, جمعیت زنان خورشید, ورامین, نشست کتاب خوانی, سازمان های مردم نهاد
در نشست آزاد این یکشنبه، بخش دیگری از کتاب تاریخ تمدن اثر ویل دورانت را خواندیم. بیایید با هم بخش هایی از تاریخچه ی تمدن سومر را از دیدگاه ویل دورانت، بخوانیم:
" تمدن سومری را می توان در تناقضی که میان سفال های خام ساده و زینت آلاتی که به نهایت درجه ی زیبایی رسیده، خلاصه کرد. و گفت که این تمدن آمیخته ای از چیزهای ساده ی اولیه و شاهکارهای درخشانی بوده که گاه به گاه صورت می گرفته است. در این سرزمین تا آن جا که علم ما در زمان حاضر به آن آگاهی دارد، نخستین حکومت و امپراطوری به دست انسان تاسیس شده. همچنین نخستین سازمان آبیاری، نخستین بار استفاده از سیم و زر برای ارزیابی کالا، نخستین قراردادهای بازرگانی، نخستین سازمان اعتبار معاملاتی و ... نخستین کتاب قانون، نخستین بار گفتگوی از داستان آفرینش و نخستین مدرسه و کتابخانه و ..."
" در همین سومر است که برای اولین بار، آن گونه که تاریخ نشان می دهد، پاره ای از زشتی های تمدن از قبیل بردگی و استبداد و چیره گی کاهنان بر مردم و جنگ های استعماری به شکل وسیع دیده می شود. شکل زندگی در سومر متنوع و عالی و پرفعالیت و بسیار مفصل و پیچیده بود. "

"در همانجاست که از اختلافات طبیعی میان مردم، یک نوع زندگی تازه ی قرین آرامش و فراوانی و آسایش برای نیرومندان و زندگی دیگری، سراسر بدبختی و کار پیوسته، برای دیگر مردم نتیجه شده است. پایه ی هزاران اختلافی که در تاریخ جهان روی داده در همین سرزمین گذاشته شده ... چه نیکو گفته اند که زیر آسمان هیچ چیز تازه ای وجود ندارد، و تفاوت زن ابتدای جهان و زن امروز به اندازه ای ناچیز است که از سوراخ سوزن می گذرد... "
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, سازمان های مردم نهاد, ورامین, تاریخ تمدن ویل دورانت
اردشیر در سامان دادن اوضاع کشور کوشید. کاردانان و حاکمان را به شهرها فرستاد و آن ها را به راستی و مردانگی و فرزانگی پند داد.
چنین گفت کای نامداران شهر ز رای و خرد هر که دارید بهر
بدانید کاین تیز گردان سپهر ننازد به داد و نیازد به مهر
پیران جهان دیده، مردمان با دانش و یادگیر را گرامی می داشت. از آن پس در هفتاد و هشت سالگی که زمان مرگش فرارسید، شاپور را خواند و او را پندها داد.
هر آنکس که پوزش کند بر گناه تو بپذیر و کین گذشته مخواه
نگهدار تن باش و آن خرد چو خواهی که روزت به بد نگذرد
بترس از بد مردم بد نهان که بر بد نهان تنگ گردد جهان
اردشیر بعد از 40 سال پادشاهی، تخت و تاج را به شاپور سپرد و از دنیا رفت.
اگر شهریاری و گر زیر دست به جز خاک تیره نیابی نشست

برچسبها: شاهنامه فردوسی, جمعیت زنان خورشید, ورامین, نشست کتاب خوانی, سازمان های مردم نهاد

