جـمعیت زنان خورشیـد
سـازمـان مـردم نـهاد شـهرستان ورامــیـن
به وبلاگ جمعیت زنان خورشید خوش آمدید

 
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۳
در ادامه ی شاهنامه خوانی دوشنبه ها، داستان پادشاهی بهرام ِبهرام را خواندیم که نوزده سال طول کشید.

جهان را چنین است آیین و ساز    ندارد به مرگ از کسی چنگ باز

بعد از آن به پادشاهی بهرام ِبهرامیان رسیدیم و بعد از آن "نرسی بهرام" پسرش به پادشاهی رسید.

تو کردار خوب از توانا شناس         خرد نیز نزدیک دانا شناس

دلیری ز هوشیار بودن بود           دلاور به جای ستون بود

و در پایان این جلسه نیز، پادشاهی اورمزد نرسی و شاپور ذوالاکتاف را خواندیم.

 


برچسب‌ها: شاهنامه فردوسی, جمعیت زنان خورشید, ورامین, نشست کتاب خوانی, سازمان های مردم نهاد

ارسال توسط جمعیت زنان خورشید
 
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۳
روز یکشنبه در ادامه ی خوانش تاریخ تمدن اثر ویل دورانت به تمدن مصر رسیدیم.

از شهر اسکندریه که بندری باستانی است خواندیم و نقش دلتای نیل در به وجود آمدن تمدن مصر. و بعد از آن به معماری شکوهمند و قدرتمند آن تمدن رسیدیم.

" آیا مصریان قدیم چه اندازه ثروت و قدرت داشته اند که توانسته اند چنین بناهای عظیمی برپا دارند؟"

معماری شهر کرنک را خواندیم که شامپولین مصرشناس معروف، از آن به شهر ِآثار یاد می کند. و بعد از همه ی این ها به سازندگان مصر می رسیم.

بهتر آن است که شتاب کنیم و در زمانی که این آثار هنوز به صورت گرد و غبار درنیامده است، افتخار مصر را در تاریخ و تمدن تماشا کنیم.

 


برچسب‌ها: جمعیت زنان خورشید, سازمان های مردم نهاد, ورامین, تاریخ تمدن ویل دورانت

ارسال توسط جمعیت زنان خورشید
 
تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۵
سلام!

در یک نشست شاهنامه خوانی دیگر، امروز دوشنبه، ادامه ی داستان شاهنامه را در زمان پادشاهی شاپور خواندیم:

" شاپور پس از جنگ با رومیان و گرفتار شدن قیصر، از او باژ خواست. قیصر نیز قبول کرد که بر رود شوشتر، پلی بسازد، از آن رو که آنان در مهندسی و معماری سر رشته داشتند.

توانگر شود هر که خشنود گشت                  دل آزور خانه ی دود گشت

سپس به پادشاهی اورمزد رسیدیم که بعد از یکسال و دو ماه از جان می رود و پادشاهی را به بهران، پسرش می سپارد.

هر آنکس که با آب ِ دریا نبرد               بجوید، نباشد خردمند مرد

بعد از آن به پادشاهی بهرام رسیدیم که پس از 3 سال و سه ماه و سه روز پادشاهی را به پسرش سپرد!

چو بخشنده باشی گرامی شوی              به دانایی و داد نامی شوی!

سر بدره ی ما گشاده ست باز                 نباید نشستن کس اندر نیاز!




برچسب‌ها: شاهنامه فردوسی, جمعیت زنان خورشید, ورامین, نشست کتاب خوانی, سازمان های مردم نهاد

ارسال توسط جمعیت زنان خورشید
 
تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۵
سلام!

در نشست آزاد این یکشنبه، بخش دیگری از کتاب تاریخ تمدن اثر ویل دورانت را خواندیم. بیایید با هم بخش هایی از تاریخچه ی تمدن سومر را از دیدگاه ویل دورانت، بخوانیم:

" تمدن سومری را می توان در تناقضی که میان سفال های خام ساده و زینت آلاتی که به نهایت درجه ی زیبایی رسیده، خلاصه کرد. و گفت که این تمدن آمیخته ای از چیزهای ساده ی اولیه و شاهکارهای درخشانی بوده که گاه به گاه صورت می گرفته است. در این سرزمین تا آن جا که علم ما در زمان حاضر به آن آگاهی دارد، نخستین حکومت و امپراطوری به دست انسان تاسیس شده. همچنین نخستین سازمان آبیاری، نخستین بار استفاده از سیم و زر برای ارزیابی کالا، نخستین قراردادهای بازرگانی، نخستین سازمان اعتبار معاملاتی و ... نخستین کتاب قانون، نخستین بار گفتگوی از داستان آفرینش و نخستین مدرسه و کتابخانه و ..."

" در همین سومر است که برای اولین بار، آن گونه که تاریخ نشان می دهد، پاره ای از زشتی های تمدن از قبیل بردگی و استبداد و چیره گی کاهنان بر مردم و جنگ های استعماری به شکل وسیع دیده می شود. شکل زندگی در سومر متنوع و عالی و پرفعالیت و بسیار مفصل و پیچیده بود. "

"در همانجاست که از اختلافات طبیعی میان مردم، یک نوع زندگی تازه ی قرین آرامش و فراوانی و آسایش برای نیرومندان و زندگی دیگری، سراسر بدبختی و کار پیوسته، برای دیگر مردم نتیجه شده است. پایه ی هزاران اختلافی که در تاریخ جهان روی داده در همین سرزمین گذاشته شده ... چه نیکو گفته اند که زیر آسمان هیچ چیز تازه ای وجود ندارد، و تفاوت زن ابتدای جهان و زن امروز به اندازه ای ناچیز است که از سوراخ سوزن می گذرد... "


برچسب‌ها: جمعیت زنان خورشید, سازمان های مردم نهاد, ورامین, تاریخ تمدن ویل دورانت

ارسال توسط جمعیت زنان خورشید
 
تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
در ادامه ی شاهنامه خوانی دوشنبه ها، بخش دیگری از داستان اردشیر را خواندیم. داستان این گونه بود که:

اردشیر در سامان دادن اوضاع کشور کوشید. کاردانان و حاکمان را به شهرها فرستاد و آن ها را به راستی و مردانگی و فرزانگی پند داد.

چنین گفت کای نامداران شهر            ز رای و خرد هر که دارید بهر

بدانید کاین تیز گردان سپهر                ننازد به داد و نیازد به مهر

پیران جهان دیده، مردمان با دانش و یادگیر را گرامی می داشت. از آن پس در هفتاد و هشت سالگی که زمان مرگش فرارسید، شاپور را خواند و او را پندها داد.

هر آنکس که پوزش کند بر گناه           تو بپذیر و کین گذشته مخواه

نگهدار تن باش و آن خرد                    چو خواهی که روزت به بد نگذرد

بترس از بد مردم بد نهان                   که بر بد نهان تنگ گردد جهان

اردشیر بعد از 40 سال پادشاهی، تخت و تاج را به شاپور سپرد و از دنیا رفت.

اگر شهریاری و گر زیر دست                به جز خاک تیره نیابی نشست




برچسب‌ها: شاهنامه فردوسی, جمعیت زنان خورشید, ورامین, نشست کتاب خوانی, سازمان های مردم نهاد

ارسال توسط جمعیت زنان خورشید