به وبلاگ جمعیت زنان خورشید خوش آمدید
تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۱/۱۰/۰۳
در نشست کتاب خوانی امروز، داستان شاهنامه به پادشاهی لهراسب رسید.
لهراسب دو فرزند داشت به نام گشتاسب و زریر. گشتاسب از پدر می خواهد پادشاهی را به او بسپارد و از پدر جواب می شوند:
جوانی هنوز، این بلندی مجوی سخن را بسنج و به اندازه گوی
گشتاسب از پدر برمی تابد و راهی هندوستان می شود که زریر به دنبال او می آید و او را برمی گرداند. اما باز در نهایت گشتاسب از تحت فرمانروایی پدر و ایران به سوی روم می رود و در بازار آهنگران با یک نعل ساز به نام بوراب آشنا می شود.
نماند به کس روز سختی نه رنج نه آسانی و شادمانی نه گنج
بد و نیک بر ما همی بگذرد نباشد دژم هر که دارد خرد
برچسبها: شاهنامه فردوسی, جمعیت زنان خورشید, ورامین, نشست کتاب خوانی, سازمان های مردم نهاد
ارسال توسط جمعیت زنان خورشید
آخرین مطالب

