جـمعیت زنان خورشیـد
سـازمـان مـردم نـهاد شـهرستان ورامــیـن
به وبلاگ جمعیت زنان خورشید خوش آمدید

 
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۲۲

امروز بر خلاف روند اخیر نشست یکشنبه ها، داستان هزار و یک شب را نخواندیم. طبق صحبت و نظرسنجی ای که قبلا انجام داده بودیم، به این نتیجه رسیدیم که خواندن داستان هزار و یک شب را به دلیل طولانی بودن و آشنا شدن دوستان با فضای کلی داستان، به خود افراد واگذار کنیم و به جای آن، کتاب های نویسندگان ورامین را بخوانیم. که هم کوتاه ترند و هم شناخت بهتری از محل زندگی مان به ما می دهد. همچنین بعد از آن به کتاب های تخصصی در حوزه ی زن و کودک خواهیم پرداخت.

با این توضیح، امروز بخشی از کتاب " سفر به روزگار جوانی " اثر نویسنده ی ورامینی، آقای سعید وزیری را خواندیم. این کتاب روایت خاطرات معلم یک دبستان است. دبستان پانزدهم بهمن. در قسمتی از داستان خواندیم:

" گرگی که از جاده حصار تا گیلیارد، بره ای را دنبال می کند، دور از چشم چوپانی که دل به قصه ی روزهای خوش آینده سپرده است، با سگ های ولگرد جلوی قهوه خانه ی شلمبه، به توافق رسیده است. تو اشتباه می کنی، من آن معلم پرجوش و خروشی نیستم که با دیدن تندیس های فرشته ی آزادی بهارستان فریاد زد: چرا چشم هایتان را بسته اید؟ این مشعل های سنگی هیچ کوچه ای را روشن نمی کند. تو خندید، عده ای سر تکان دادند و ناگهان صدای اسلحه ی کمری افسری به سینه ی معلمی که می فهمید، از خون گل رویاند. ... "

برای آشنایی بیشتر با این کتاب، به بخش معرفی نویسندگان ورامین سری بزنید.

 


برچسب‌ها: جمعیت زنان خورشید, سازمان های مردم نهاد, ورامین, معرفی نویسندگان ورامین, سعید وزیری

ارسال توسط جمعیت زنان خورشید