جـمعیت زنان خورشیـد
سـازمـان مـردم نـهاد شـهرستان ورامــیـن
به وبلاگ جمعیت زنان خورشید خوش آمدید

 
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۵/۳۰
در ادامه ی نشست های شاهنامه خوانی، داستان رستم و اسفندیار به آن جا رسید که :

جهان یادگار است و ما رفتنی          به گیتی نماند به جز مردمی

رستم زخمی و ناتوان برمی گردد. زال برای چاره به سیمرغ پناه می برد و تمام داستان و رنج و دردی که بر رستم و رخش وارد شده را می گوید و کمک می خواهد.

سیمرغ به رستم یاد می دهد که از درخت گزی شاخه ای بلند و باریک بسازد و چون فردا به میدان کارزار با اسفندیار می رود و او از جنگ روی برنگردانده، کمان را به زه کرده و این چوب را به سوی چشم راست او رها کند.

رستم به همین روش اسفندیار را از پای درمی آورد.

همه کارهای جهان را در است       مگر مرگ کآن را دری دیگر است


برچسب‌ها: شاهنامه فردوسی, جمعیت زنان خورشید, ورامین, نشست کتاب خوانی, سازمان های مردم نهاد

ارسال توسط جمعیت زنان خورشید