جـمعیت زنان خورشیـد
سـازمـان مـردم نـهاد شـهرستان ورامــیـن
به وبلاگ جمعیت زنان خورشید خوش آمدید

 
تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۲/۰۷/۲۲
در ادامه ی داستان شاهنامه، بعد از آن که داراب به جنگ فیلقوس می رود. قیصر در برابر داراب توان پایداری نمی بیند و از او آشتی می خواهد.

داراب با ناهید دختر قیصر ازدواج می کند و بعد از چندی داراب او را به روم باز می گرداند. از ناهید پسری به دنیا می آید به نام اسکندر. از آن سوی داراب زنی دیگر را به اختیار می گیرد و از او فرزندی به دنیا می آید به نام دارا.

داراب بعد از 12 سال پادشاهی از جهان چشم فرو می بندد. چون دارا به تخت پادشاهی می نشیند، فرستاده ای به روم می فرستد و از اسکندر باژ و ساو می خواهد. اسکندر از دادن باژ سر باز می زند و جنگ در می گیرد.

چنین گفت کامروز مردن به نام              به از زنده دشمن بد و شادکام



برچسب‌ها: شاهنامه فردوسی, جمعیت زنان خورشید, ورامین, نشست کتاب خوانی, سازمان های مردم نهاد

ارسال توسط جمعیت زنان خورشید