یکم آذر ۱۳۹۸
جمعیت زنان خورشید تصمیم گرفت تا به مناسبت روز جهانی کودک (۲۰ نوامبر) در یکی از روستاهای ورامین برنامهای برای کودکان داشته باشد. روستای ظهیرآباد جوادآباد انتخاب شد. تاریخ برنامه نیز جمعه یکم آذرماه در نظر گرفته شد. مقدمات کار فراهم شد.
جمعه صبح ساعت هشت و نیم یک گروه پنجنفره به روستا رسیدیم. از همان آغاز کودکان روستا با ما همراه شدند. بنرها را زدیم. زبالهها را جمع کردیم و مهیای برنامه شدیم. گروه تیاتر و سایر همراهان هم کم کم به ما پیوستند.
ساعت ده موسیقی شاد شروع شد. مجری برنامه ضمن خوشامدگویی و اعلام روز جهانی کودک کتابی برای حاضرین بلندخوانی کرد.
کودکان چند دسته شدند و کتابخوانیِ فعال آغاز شد. همزمان گریم صورت توسط یکی از همراهانِ مهربان جمعیت آغاز به کار کرد و حتی بعد از تمام شدن برنامه نیز، همچنان ادامه داشت. کودکان استقبال گرمی از این برنامه داشتند.
برنامهی بریدن ماسک و رنگآمیزی آن که پیشنهاد یکی دیگر از همراهانِ مهربانمان بود بعد از کتابخوانی اجرا شد.
صفحات مقوا در ابعاد ۱۰۰*۷۰ را گستردیم و کودکان با راهنمایی دوستانِ همراه و خبرهی جمعیت به نقاشی با مدادشمعی پرداختند.
در همین حین پذیرایی با آبنبات و کیک هم داشتیم.




در پایان و به عنوان حسنختام برنامه، گروه تیاتر آقای قمی نمایشِ «کی از همه قویتر هست؟» را اجرا کردند که مورد توجه کودکان قرار گرفت.
سه طناب بازی خریداری شده بود. با تنی چند از کودکان بازی کردیم و طنابها را به آنها سپردیم تا برای زنگ ورزش از آن بهره ببرند.


ساعت یک بعدازظهر برنامه به اتمام رسید، ، وسایل را جمع کردیم و برگشتیم.
امید که کودکانِ ظهیرآباد اوقات خوشی را در کنار ما تجربه کرده باشند.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, روز جهانی کودک, ظهیرآباد
یکشنبه، 7 مهر 1398
برنامه از ساعت ۱۷ الی ۱۹ در دفتر جمعیت برگزار شد.

آقای میرزای در مورد فصلهای مختلف کتاب و موضوعات آن صحبت کردند. این کتاب شامل مقالاتی از آقای میرزایی است که هر کدام به موضوعی از فعالیت سمنها میپردازند: محیطزیست، زنان سرپرست خانوار، شهرداری، حقوق و وظایف شهروندی
برنامه با استقبالی در خور از سوی سمنهای ورامین مواجه نشد. اما همراهی سه سمن در این برنامه زمینهای فراهم کرد تا پس از معرفی کتاب، گفتمانی در مورد فعالیت هر کدام از سمنها و مشکلات و موانع درگیرد.


این گفتمان ساعت یک ربع به هفت به پایان رسید، سپس جمعیت زنان خورشید به همراهان معرفی شد.
رسما برنامه ساعت هفت و نیم به انتها رسید.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, کتاب, عرصه های اجتماعی شهر, میدان کنش سمن ها
روز یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۸، سمن «نغمهی زندگی» کارگاه «منابع و مدیریت مالی سمنها» را در دفتر جمعیت زنان خورشید برگزار کرد.
آقای جمشید میرزایی (کارشناس برنامه)، چهار کتاب در حوزهی nogها نوشتند: «سازمانهای مردمنهاد در ترازوی اثربخشی»، «سازمان مردمنهاد چیست؟ چگونه میتوان یک سازمان تاسیس کرد؟»، «سازمانهای مردمنهاد در آیینه قوانین و مصوبات» و «عرصههای اجتماعی شهر میدان کنش سمنها»
جمعیت زنان خورشید، مکان برگزاری کارگاه را به صورت رایگان در اختیار سازمان مردمنهاد نغمهی زندگی قرار داد.

جلسهی خوب و مفیدی برای حاضرین بود.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, سمن نغمه زندگی
دوشنبه هفتم مردادماه ۱۳۹۸
این نشست روز دوشنبه هفتم مردادماه ۱۳۹۸ با حضور ۱۳ نفر از علاقهمندان برگزار شد.
در ابتدا مقدمهای از پیشینهی فعالیتهای اقتصادی و درآمدزایی در جوامع انسانی گفته شد و آن را در سه مقطع کشاورزی، صنعتی و الکترونیکی بررسی کردند. همچنین از تلاشهای جمعی برای درآمدزایی، فعالیت شبکهای به عنوان یکی از راهکارها بیان شد.
با مشارکت حاضرین در نقد موارد مطروحه و طرح سوال از مباحث، گفتوگوهای جمعی شکل گرفت و نشست با طرح سوالات فراوان و پاسخگویی از جانب گوینده و یکی از نقادان مطلع در جلسه ادامه یافت.
با اتمام زمان نشست تبادلنظرها به شکل گروههای ۲ یا ۳ نفره ادامه یافت.
هدف از برگزاری نشست آشنایی و آگاهیبخشی نسبت به شیوههای جدید فعالیتهای اقتصادی بود. امید که حاضرین بهره برده باشند.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, کسب و کار
دوشنبه 30 اردیبهشت 1398، ساعت 20 تا 21
ساعت 19 و 30 دقیقه جلسهی شورای مرکزی در دفتر جمعیت برگزار شد. قرار بود بعد از جلسهی شورای مرکزی و ساعت 20، برنامهی سپاسگزاری از خانم برومند به عنوان دبیر اجرایی در سالهای قبل را به طور جداگانه و با حضور سایرِ دوستان جمعیت در حیاط داشته باشیم، اما قاتی پاتی شد و بلافاصله بعد از پایان جلسه و در همان جمع کوچک شورای مرکزی از خانم ریحانه برومند به پاس تلاششان در 2-3 سال گذشته قدردانی و هدایای کوچکی به رسم یادبود به ایشان تقدیم شد.
بعد از آن پذیرایی و افطار مختصری فراهم شده بود که با همراهی میهمانان به ضیافتی پر از شیرینی تبدیل شد. بعد از نوش جان کردن چای آتیشی، شیرینی، شلهزرد و نان و پنیر و سبزی، چند آواز گروهی خواندیم. ساعت 9 دوستان یکی یکی رفتند. البته بحث و گفتگو میان دوستان باقیمانده تا ساعت 10 ادامه داشت.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, سپاسگزاری, ریحانه برومند
موضوع: فردوسيشناسي و خوانش ابياتي از شاهنامه فردوسي
زمان: دوشنبه دوم ارديبهشت
ساعت ۱۸ تا ۱۹
شركت در برنامه براي همه سنين آزاد و رايگان است.
ورامین، نرسیده به صادقعلی، کوچه شریعتی
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, فردوسی, شاهنامه
هفتهی گذشته اولین جلسهی شورای مرکزی جمعیت زنان خورشید در سال ۹۸ دوشنبه ۱۹ فروردین ساعت ۱۵ و با حضور هفت نفر از اعضای شورای مرکزی برگزار شد.
در این جلسه ریحانه برومند آزاد (دبیر اجرایی جمعیت) به دلایل شخصی از سمت خود بعد از سه سال استعفا داد. در پی این درخواست اعضای شورای مرکزی، طاهره حسینی، یکی دیگر از اعضای جمعیت را به عنوان دبیر اجرایی انتخاب کردند.
همچنین در این جلسه تصمیم گرفته شد تا روزهای کاری جمعیت در نیمسال اول ۹۸ دوشنبهها ساعت ۱۷ تا ۲۰ باشد.
از اول اردیبهشت سهشنبهها از ساعت ۱۸ تا ۲۰ نشست کتابخوانی در دفتر جمعیت برگزار میشود.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید
پنجشنبه 16 اسفند 1397 – ساعت 15 الی 18
بهمنماه ۹۷ پدرِ گرامی دو تن از اعضای جمعیت زنان خورشید (طیبه و طاهره حسینی) از این دنیا سفر کردند. به همین مناسبت نیم ساعت آغاز برنامه را به یادی از این عزیز (سید مسیب حسینی) و همراهی و همدردی با فرزندانشان اختصاص دادیم.


ساعت ۱۵ و ربع برنامه با ورود مهمانان در حیاط جمعیت آغاز شد. حلوا، سیب و چای آتیشی برای پذیرایی از مهمانان آماده بود. خانم طیبه حسینی با صحبت در مورد پدرشان گفتمان را شروع کردند. هر کس چیزی گفت از مرگ، حفظ حرمتها، ارزش انسانها، کمیاب شدن مردمانِ قدیم با آن خصلتهای بینظیرشان و... نوای نی و آواز حزین و دلنشینِ دو تن از مهمانان فضا را تلطیف کرد و بدینگونه مراسم بزرگداشت به پایان رسید.


هنوز مهمانانِ بزرگداشت نرفته بودند که مجمع عمومیِ جمعیت در همان فضا آغاز شد.
دبیر اجرایی (ریحانه برومند) در مورد گزارش عملکرد جمعیت در سال ۹۷ توضیحات کاملی دادند. مسوول کتابخانه (نسترن اردستانی) گزارشی از وضعیت کتابخانه دادند. بازرس جمعیت (طاهره حسینی) به چند نکته در مورد عملکرد سال قبل اشاره کردند. خزانهدار جمعیت (زهرا خدام) توضیحات تکمیلی در مورد گزارش بازرس دادند. بازرس در سمت خود ابقا شد. متنی با عنوان «به بهانه پروفایلهای نارنجی شده در روز جهاني مبارزه با خشونت علیه زنان» نوشتهی نعیم ابراهیمیان به مناسبت روز جهانی زن و شعری از عرفان نظرآهاری توسط یکی از دوستان خوانده شد. سپس گفتگوی مختصری درگرفت در مورد فعالیتهای سال آیندهی جمعیت و پیشنهاداتی مطرح شد.
برخلاف روالِ همیشگی و اصرار جمعیت برای ساده و مختصر بودنِ پذیرایی، کیکی بزرگ تدارک دیده شده بود که همراه با چای آتشی بین حاضرین تقسیم شد.

ساعت ۶ و نیم الی ۷ کم کم دوستان رفتند و مجمع عمومی به پایان رسید.
همزمانیِ بزرگداشت با مجمع عمومی و پذیرایی غیرمعمولِ جمعیت باعث شد تا مجمع عمومی بسیار مختصر برگزار شود، همچنین چند برنامه که تدارک دیده شده بود به مرحلهی اجرا نرسد.
به امید سالی پر از برنامه برای جمعیت و پررونق برای همگان.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, مجمع عمومی, روز زن
سال ۹۷ به پایان خود نزدیک میشود. برآنیم تا در پانزدهمین مجمع عمومی جمعیت زنان خورشید گرد هم جمع شویم و ضمن سنجیدن عملکردمان در سال ۹۷ روز جهانی زن را گرامی بداریم.
نیم ساعت آغازین یادی میکنیم از پدر گرامی خانمها طیبه و طاهره حسینی از اعضای جمعیت زنان خورشید که ۱۴ بهمن از دنیا سفر کردند.
سپس همراه با اعضای جمعیت زنان خورشید مجمع عمومی سالانه را شروع میکنیم:
ارايه گزارش عملکرد سال ۹۷
انتخاب بازرس به مدت یک سال
گزارش دبیر اجرایی
گزارش بازرس
گفت و شنود آزاد اعضای شرکتکننده دربارهی برنامههای جمعیت
و
یک سرگرمی کوچک برای شاد شدن
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, فراخوان, مجمع عمومی
دوشنبه ۸ بهمن ماه ساعت ۱۷ تا ۱۸:۳۰ در دفتر جمعیت خورشید با حضور جمعي از دوستان جلسهی كتابخواني شکل گرفت.
قسمتي ديگر از كتاب تاریخ تمدن مشرق زمین نوشتهی ویل دورانت،با موضوع
«پيدايش و رونق علم و هنر» خوانده شد.
گزیدهای از آنچه خواندیم:
- پيدايش نجوم و ارتباط آن با تغيير فصول و مرتبط شدن با كشاورزي
- پيدايش رياضي با شمارش ابتدايي اعداد و توسعه آن در قالب هندسه و بعد معماري
- در بخش هنر، به انسان و بدن انسان در هنرورزي اشاره ميكند، نكتهی قابل توجه در این بخش تفاوت نگاه زيباشناختي انسان به بدن خود و جنس مقابل در دورههای مختلف تاریخی است.
- نكته قابل توجه دیگر، نقش زن در كشاورزي، پيدايش نجوم و پزشكي است. زنان فارغ از نقش پرستاري اولين پزشكانی بودند كه با شناخت از داروهاي گياهي به درمان امراض ميپرداختند.
در نيم ساعت پاياني نيز صفحات مربوط به «جان بروان» مبارز ضد بردهداري در سدهي ١٩ از کتاب «تاریخ و رویا» ترجمهی کلانتریان که به حوادث تاریخ استقلال ایالات متحده اشاره میکند خوانده شد.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, کتابخوانی, تاریخ تمدن
قسمتهایی از آنچه از کتاب «در اسارت فرهنگ» نوشتهی طاهره شیخالاسلام در روز سهشنبه دوم بهمن در دفتر جمعیت زنان خورشید خوانده شد.
ده نفر از شهروندان ورامینی علاقمند حضور داشتند و پیرامون آنچه خوانده و شنیده میشد، صحبت کردند.

- باب اول : ترس و اثرات آن بر خلق و خو و رفتارهای فردی و اجتماعی ما
پیشرفت یک جامعه در گرو شکوفایی استعدادهای بالقوه افراد آن جامعه است و زمینهساز این شکوفایی امنیت اقتصادی، اجتماعی، و سیاسی است.
- ترس به خلاقیتها امکان بروز و به استعدادها مجال رشد و شکوفایی نمیدهد. ترسی که در این مبحث به آن پرداخته خواهد شد، نه ترس از مار و عقرب و نه ترس از حمله دشمن و مرگ، بلکه ترس ما انسانها از یکدیگر است.
این ترس زادهی عوامل متعددی از جمله فقر، نابرابری و بیقانونی است.
به دلیل نیاز طبیعی به بقا و در جهت مقابله با این عوامل رفتارها، گفتارها، و آدابی در ما به وجود آمده که در تکرار خویش به صورت عادات و به عبارتی فرهنگ ما در آمده است.
این فرهنگ که خود زائیدهی
فقر
ترس
نابرابری
و بیقانونی است،
شهامت، راستی و صداقت را در ارتباطات فردی و اجتماعی از ما گرفته است.
با توجه به اینکه واژهی ترس نه برای سلطهگر و نه برای سلطهپذیر مطلوب نیست، تمام اعمالی که برای جلب رضایت و حمایت و کسب امنیت و از سر ترس انجام میشود، احترام نام گرفتهاند.
- سکوت و سازش، استفاده از القاب و عناوین، تعظیم و تکریم، به وجود آمدن شخصیت دوگانه، تقدم رابطه بر ضابطه، پارتیبازی، و دهها مورد دیگر میتوان نام برد که از اثرات زیانبار احترام از روی ترس است.
با توجه به اینکه دستیابی به جلب رضایت و کسب احترام برای همه یکسان نبوده،
سلامت روان جامعه در معرض آسیب قرار میگیرد.
یکی از بارزترین ترسها در جامعهی ما ترسی است خارج از محدوده فرادستی و فرودستی، این ترس از مورد قضاوت قرار گرفتن و متهم شدن به صفات مذموم است.
- در جوامع مردممدار بر خلاف آنچه در جوامع قدرتمدار میگذرد، مردم از مافوق خود نمیترسند.
اعمالی چون تعریف و تمجید بیش از حد، خاکساری و ...نه تنها احترام تلقی نمیشود، بلکه نشانی از ضعف و زبونی قلمداد میشود و خوشایند نیست.
وقتی که این اعمال احترام به حساب نیامد، صراحت لهجه و بیان عقیدهی مخالف و انتقاد نیز بیاحترامی تلقی نمیشود.
- بهترین زمان برای شروع این رستاخیز فرهنگی یعنی تغییر خود، همین حالا و بهترین مکان در هر کجایی است که هستیم.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, کتابخوانی, در اسارت فرهنگ
بر اساس برنامهی اعلامشده روز سهشنبه ۱۸ دی ماه ساعت ۱۷ تا ۱۸:۳۰ قسمتهایی از کتاب
«در اسارت فرهنگ» نوشتهی طاهره شیخالاسلام در دفتر جمعیت معرفی، مطالعه و در موردش گفتگو شد.
کتابخوانی با حضور پنج نفر از علاقمندان به کتاب و فرهنگ انجام شد.
هر چند تعداد کم بود اما همه علاقمند بودند و حضور فعال خانم وصالپور، نمایندهی سازمانهای مردمنهاد در شهرستان ورامین، برای حاضران قوت قلبی شد.
کالبد شکافی درد
ایران ما یکی از معدود کشورهایی است که تمدن آن سر بر هزارهها میساید. آن قدر که ادبیات ما به ارزش دانش و خرد و فضایل انسانی و ترک صفات ناپسند پرداخته است، شاید در ادبیات کمتر کشوری مشاهده شود.
- جالب این است که شاهکلید ورود به جهانی آرمانی که همه فلاسفه و دانشمندان جهان از آن صحبت میکردهاند هزار سال پیش در سه شعار کوتاه زرتشت یعنی پندار نیک، گفتار نیک و کردارنیک خلاصه شده است.
از این رو میتوان گفت امروزه ما از لحاظ نظری یکی از بافرهنگترین ملتها هستیم، اما متأسفانه از لحاظ عملی و کاربردی چنین نیستیم.
- این مطلب انسان را به یاد بیت زیبا از مولانا میاندازد:
بر سر گنج از گدایی مردهام
زان که اندر غفلت و در پردهام
آیا این ویژگیها منحصر به ما ایرانیان است؟
به اعتقاد نویسنده علاوه بر اثر محیط اجتماعی باید نگاهی به دو عامل دیگر یعنی ارث و محیط خانواده نیز داشته باشیم.
- با نگاهی به تاریخ گذشته و معاصر کشورمان میتوان مشاهده کرد که در جامعه ما رابطه انسانها، رابطهای برابر نبوده، بلکه تقریبا همه افراد در تمامی دوران زندگی خود در دو رده بالا و پایین، رئیس و مرئوس، سلطهگر و سلطهپذیر جای گرفتهاند.
این وضعیت را میتوان به صورت هرمی در ذهن مجسم کرد که در این کتاب از آن به عنوان هرم اجتماعی یاد میشود. افراد در هر کجای هرم قرار داشته باشند، به گونهای در رأس قدرت بوده و زیردستانی دارند که میتوانند در صورت نبود قانونی که از حق آنان دفاع کند، زندگی آنان را به گونهای تحت تاثیر قرار دهند.
- در چنین شرایطی همه به نوعی در ترس به سر میبرند و برای ایجاد امنیت که با جلب رضایت سلطهگر همراه است به اعمالی چون سکوت و سازش، اطاعت بیچون و چرا از او و ... دست بزنند، و برای دفع خطر یا ضرر احتمالی به اعمالی روی میآورند که احترام خوانده میشود.
درد، درد همگانی است.
- تغییر شرایط قدمی به سوی رهایی:
در ساختارهای هرمی شکل، ابراز کمترین نارضایتی و کوچکترین اعتراض میتواند تهدیدی برای افراد رأس هرم باشد.
- بنابراین هرگونه نارضایتی و انتقاد رنگ و بوی سیاسی به خود میگیرد و بدین گونه صدای هر اعتراضی در نطفه خفه میشود. (فشار سیاسی)
از رأس هرم هر چه به قاعده نزدیکتر میشویم تعداد افراد بیشتر، وضعیت اقتصادی نابهسامانتر و مردمان فقیرتر میشوند. (فشار اقتصادی)
دو فشار بالا به انضمام فشار حاصل از تعالیم تحریفشده مذهبی (یا همان خرافات شبه مذهبی) عامل فشار سومی است که فشار اجتماعی نام دارد و آن همان خلقیات، آداب و رسومی است که در این کتاب با نام فرهنگ مورد بحث و بررسی قرار میگیرد.
- در هم شکستن این سلسله مراتب و به رسمیت شناختن حقوق برابر انسانها از هر جنس و رنگ، نژاد و مذهب میتواند امیدی برای رهایی از این وضعیت نابهسامان باشد.
- انجام بسیاری از آداب و رسوم که برای ما رنگ عادت به خود گرفته، را یکشبه نمیتوان از پنجره به بیرون آن انداخت! مگر اینکه همزمان با برطرف شدن علت، آن را ترک کنیم.
- بسیاری از آداب و رسوم فقط به این دلیل که از گذشتگانمان به ما ارث رسیده به انجام آن مبادرت میورزیم. آداب و رسومی که زمان بوجود آمدنشان، مشکلگشا و باعث آرامش بوده اما در شرایط جدید امروزه که بر زندگی ما حاکم است گاه غیر از رنج و عذاب چیزی عایدمان نمیشود.
زمان آن رسیده که به آنچه که بر ما رفته است آگاهی یافته و اعمالی که دلیل عقلپسندی برای انجام آنها وجود ندارد، کناری بگذاریم.
- جهان با سرعت شگرفی به جلو میرود و دموکراسی، پدیدهای است حیاتی که به سراغ همه ملتهای عقبمانده خواهد رفت و بزرگترین و ارزشمندترین پیامد آن، که فرهنگ و اخلاق دموکراتیک است، ایجاد میشود.
- بین تمام افراد یک خانواده، حتی یک شهر و یا یک سرزمین تفاوتهای بسیار زیادی وجود دارد. تفاوت ما با غربیان نه به دلیل ارث، نژاد و رنگ و خون، بلکه در تفاوتی است که شرایط حاکم بر جامعه ما و آنها وجود دارد، که آنها تحت آموزش و پرورش مناسب و در اثر تمرین و تکرار یاد گرفتهاند چگونه از قابلیتهایشان استفاده کنند.
- آنچه مردم اروپا را بدین جا رساند، بر پا داشتن شالودههای سازمانی مبتنی بر منافع عمومی، اجرای قانون برای همه و یکسان قرار گرفتن مردم در برابر آن و... چیزی نبود که به سادگی بدست آمده باشد؛ تحولاتی که حاصل آن اعلامیه جهانی حقوق بشر بود با تلاش، سعه صدر، ممارست، کوشش و جهاد میلیونها انسانی بدست آمده که به آزاد زیستن انسان در جامعهای مردمسالار و قانونمند اعتقاد داشتند.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, کتابخوانی, در اسارت فرهنگ
پنجشنبه ششم دی ماه
در جلسهی شوراي مركزي جمعيت زنان خورشيد تصمیم به برگزاری جشن شب یلدا در سال ۹۷ گرفته شد و مجریانِ برنامه پنجشنبه ششم دی ماه ساعت ۱۷ تا ۲۰ را برای اجرا در نظر گرفتند.
از چند روز قبل كارِ انتخاب و پرینت گرفتن از اشعار، درست کردن کارتهای هندوانهای، نظافت حیاط، بیل زدن باغچهها، چيدمان دفتر، آماده کردن اجاق در حیاط و دعوت از همسایگان شروع و تا روز اجرا ادامه داشت...
برنامه با خوشآمدگویی دبیر اجرایی جمعیت و اعلام برنامهها و فعالیتهای جانبی شروع شد. فعالیتهایی که شامل موارد زیر میشد:
فروش گلهای طبیعی در ظروف غیرقابل استفاده به نفع جمعیت
نمایش و فروش ساکهای پارچهای تولید زنان خودسرپرست و کودکان کار دروازه غار تهران
نمایش و فروش محصولات صنایع دستی یکی از بانوان ورامین
فروشگاه کتاب جمعیت



همچنین بانوی جوانی بدون هماهنگیِ قبلی فضایی برای فروش هنر دستش خواست. بدون کنجکاوی برایش میزی فراهم شد. متاسفانه فروشی نداشت، اما بدون هماهنگی عکس و فیلم مبسوطی از برنامه گرفت.
در آغاز پخش تصنیفها و ترانههای یلدایی را داشتیم که خبر از برنامهای شاد میدادند. متن ترانههایی که پخش میشد روی کاغذ به دیوار چسبانده شده بود.
همچنین مجموعهای داشتیم از اشعارِ شاعران مختلف که در آنها اشارتی به شب یلدا شده بود.
در گوشهای دیگر از حیاط چند جلد کتاب در مورد جشنهای ایرانیان چشمنوازی میکرد.
یکی از برنامههای گروهی خواندن دوبیتیها و غزلهایی از شاعران مختلف همچون باباطاهر، شهریار، سعدی، حافظ و... توسط مهمانان بود. اشعار روی برگههایی به شکل هندوانه چاپ شده بود. مهمانان هر کدام برشی از هندوانه را بعنوان یادگاری شب یلدا برداشته و با صدای بلند میخواندند. در این قسمت حس و حال مشارکت جریان داشت و نفس گرم مهمانان سرمای هوا را گرم میکرد.

حضور یکی از شاعرانِ جوان ورامین که به تازگی کتابی چاپ کرده بود و شنیدن شعر با صدای خودشان به قشنگی برنامه افزود.
آمادهسازی چای و عدسی روی آتش هیزمی در ورودی جمعیت و همزمان با سایر برنامهها در جریان بود؛ نمایشی از پخت غذای ساده و مقوی به شکل قدیم.

کودکان از دیدن رقص شعلهها حسابی به وجد آمده بودند.
گوشهای از ایوان برای سرگرمیِ کودکان در نظر گرفته شده بود. بازیهای فکری به کودکان آموزش داده میشد.
اتاق کرسی با همراهی همسایههای مهربان جمعیت به شیوهی سنتی آماده شده بود تا ذهن و دل را به گذشتههای نه چندان دور و کنار پدربزرگها و مادربزرگها ببرد.

اتاق کرسی همچنین برای قصهگویی در نظر گرفته شده بود اما تعداد زیاد حاضرین و کوچک بودن اتاق باعث شد که قصهگو قصهاش را در حیاط روایت کند. قصهی ننه سرما از زبان قصهگو به شیوهای شبیه به نقالی مورد توجه کودکان و بزرگسالان قرار گرفت.
اتاق کرسی مامنی شد برای مهمانان که دمی بنشینند گپی بزنند، عکس بگیرند و کودکان که کنجکاوانه لذت ببرند.

همچنان مهمانان تازه از راه میرسیدند. مهمانانی که با فعالیتهای جمعیت آشنایی نداشتند. سعی کردیم تا این عزیزان ضمن استفاده از جشن با جمعیت زنان خورشید و اهداف آن هم آشنا شوند.
بخش کتابخانهی جمعیت هم فعال بود و چند نفری کتاب به امانت گرفتند.
میز پذیرایی به جز شبچرههایی که از قبل مهیا شده بود پر شد از شیرینی و شکلات، پولکی، پرتغال و خیار، انار دانه شده، لبو و باقالی گرم، هندوانه، نان و ماست محلی که مهمانان با خود آورده بودند و بسیار هم مورد توجه قرار گرفت. از همراهی دوستان سپاسگزاریم.


کودکی ۱۰ ساله که به تازگی با جمعیت آشنا شده بود ریسههایی با طرح هندوانه و قلبهای تزیینی با نمادهای یلدایی هدیه آورد.

همراهی مهمانانِ مسنتر از افتخارات این برنامه بود که در کنار خوردن عدسی در کاسههای ملامین و نوشیدن چای در استکانهای بلوری حس خوبی میداد.
همراهِ همیشگی و دوستداشتنیِ جمعیت که ۱۲سال دارد سنتورش را آورد تا برایمان بنوازد و بخواند. اما سازش از سرما نالان بود و سر ناسازگاری و ناکوکی گذاشت. پس خودش با صدای کودکانه و ماهرانهاش آواز خواند و شب یلدایمان را شنیدنیتر کرد.
گیتارنوازی یکی از مهمانان و همخوانی تصنیفهای قدیمی و شاد مخصوصا با حضور بزرگان و با نجوای گروه زینتبخش پایان برنامه شد.


سرانجام برنامه ساعت هشت و نیم به پایان رسید.
بعد از جمع کردن وسایل و خلوت شدن حیاط، فقط یک نایلون زباله از جشن باقی مانده بود. علیرغم حضور حدود ۱۰۰ مهمان و پذیرایی، هیچ ظرف یکبار مصرفی استفاده نشد و جز چند پوست هندوانهی رهاشده در باغچه، زبالهای نبود که چشم را بیازارد.
موجب خوشحالیست که در این جشن به شادی و سلامتی زمین هم فکر کردیم.
از همراهیِ صمیمانهی دوستان سپاسگزاریم.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, شب یلدا
13 آذر 1397
سهشنبه سیزدهم آذر، ساعت ۱۷ تا ۱۹ نشستی در دفتر جمعیت خورشید برای استفاده از تجربیات و دیدههای دو تن از همراهان جمعیت در سفر به منطقهی زلزلهزدهی سرپلذهاب با حضور چهار نفر از علاقهمندان برگزار شد.

خانم جودکی و خانم برومند عکسها و فیلمهایی که از فعالیتشان در شهر و روستاهای اطراف سرپل ذهاب، گیلانغرب گرفته بودند را نشان داده و خاطرات و دیدهها و شنیدههای خود را بازگو کردند.
مهمترین مسائلی که دربارهی شرایط منطقه گفته شد:
- تغییر شکل ظاهری نمای شهر سرپل به زندگی در کانکس
- پذیرش مردم به این شکل از زندگی بعد از گذشت یکسال
- نیمهکاره رها شدن ساختمانهای جدید به دلیل مشکلات اقتصادی
- در ترس و اضطراب زندگی کردن مردم
- با توجه به لرزشهای مداوم زمین مردم ترجیح میدهند در کانکس باشند که ایمنی بیشتری دارد.
- تعطیلی زیاد مدارس و عقب ماندن بچهها از تحصیل به دلیل لرزههای مداوم
- کمرنگ شدن حس عزت نفس در بین مردم به دلیل مشکلات اقتصادی و عادت کردن به کمکخواهی از خیرین
- حضور نیروی کار فراوان و متاسفانه بیکاری و عوارض ناشی از آن.
آنها از یکم تا ششم آذر به روستاهای طهماسُب، شیرینآب، شَنغاه، الهمراد گلین و انجاورود رفتند و ضمن انجام فعالیتهایی در قالب بازی و نمایش به کودکان متناسب با سنشان بازی فکری و کتاب هدیه دادند.
در شهر سرپلذهاب نیز به محلههای فولادی، شهرک زراعی و خیابان ساحلی رفته و با تعدادی از کودکان کتابخوانی و نمایش داشتند.

در میانهی برنامهی جمعیت، خانم جودکی از طبع شعر خود استفاده کرده و خاطرات سفر را که به صورت شعر سروده بودند خواندند.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, زلزله, کرمانشاه
6 آذر 1397
سهشنبه ۶ آذر ۱۳۹۷ با حضور جمعی از علاقهمندان به کسب آگاهی در زمینهی بورس، نشستی آموزشی در دفتر جمعیت خورشید برگزار شد.
در این نشست، آقای رضایی با ارائهی اطلاعاتِ تجربی و کاربردی خود مطالبِ فراوان، مفید و راهگشایی در اختیار حضار قرار دادند.
زمانِ چشمگیری از جلسه به طرح سوالات حاضرین اختصاص یافت و در پاسخگویی به سوالات، مطالب علمی فراوانی در اختیار حضار قرار گرفت.
از جمله راهکارهای موفقیت در بورس عبارتند از تشکیل سبد سهام، سرمایهگذاری از درآمد غیرضروری در امور روزمرهی زندگی، شناخت کافی نسبت به سهامداران در بورس، صبر و شکیبایی در دستیابی به نتیجه (سود) و...

در پایان با توجه به حجم بالای مطالب تشکیل گروه در فضای مجازی به همتِ خانم رئوفه برومند عملیاتی شد.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, بورس
23 و 24 آبان 1397
روز کودک روزی است که برای یادبود و به افتخار کودکان شناخته شدهاست. کشورها و سازمانهای بینالمللی مختلف، روزهای متفاوتی را بهعنوان روز کودک اعلام کردهاند و آن را جشن میگیرند.
سازمان ملل متحد، ۲۰ نوامبر (۲۹ آبان) را روز جهانی کودک اعلام کردهاست. مجمع عمومی سازمان ملل در چنین روزی در سال ۱۹۵۹ اعلامیهی حقوق کودک و در سال ۱۹۸۹ نیز کنوانسیون حقوق کودک را تصویب کرد. در مقدمهی کنوانسیون حقوق کودک آمدهاست: «کودک باید در فضایی سرشار از خوشبختی، محبت و تفاهم بزرگ شود.»
جمعیت زنان خورشید چند سالی بود که روز ۱۶ مهر مصادف با ۸ اکتبر را به مناسبت روز جهانی کودک در ورامین گرامی میداشت و جشنی کوچک برای کودکان برپا میکرد. امسال تصمیم گرفته شد تا به جای ۸ اکتبر، روز ۲۰ نوامبر مصادف با ۲۹ آبان جشن گرفته شود.
برگزارکنندگان امسالِ این برنامه با خواندنِ متنی دربارهی کودکانِ کاری که دیده نمیشوند، تصمیم گرفتند تا به سراغ این کودکان بروند.
بعد از مدتها بالا و پایین کردن و ورانداز کردن آنچه میتوانیم انجام دهیم و آنچه نمیتوانیم، تصمیم گرفتیم تا به سراغ کودکان کار در محل فعالیتشان رفته و ضمن توضیح روز جهانی کودک و گفتن «خدا قوت»، هدایایی در قالب جوراب، کتاب، خشکبار و شیرینی به آنها تقدیم کنیم.
روز چهارشنبه و پنجشنبه ۲۳ و ۲۴ آبان ماه را برای برگزاری این برنامه در نظر گرفتیم.
آماده کردن مقدمات از دو هفته قبل شروع شد. جورابها را با همراهی یکی از دوستانِ آشنا به مقولهی پوشاک از بازار تهران خریداری کردیم. سه جین جوراب پسرانه، سه جین جوراب دخترانه و سه جین جوراب مردانه برای پدرشان و سه جین جوراب زنانه برای مادرشان خریدیم.
کتابها را از نشر هدهد وابسته به نشر چیستا در تهران خریداری کردیم.
خشکبار و شیرینی را از شیرینیفروشیهای ورامین تهیه کردیم با تخفیفی مناسب برای همراهی با اجرای برنامه.
سعی کردیم به جای کیسههای پلاستیکی از کیسههای پارچهای استفاده کنیم. به همین دلیل سفارش ۳۰ عدد کیسهی پارچهای به کانال «هنرمندیهای من» در تلگرام دادیم. این کیسه ها در ورامین دوخته میشود.
هفتهی قبل برای پیدا کردن فضای کاری کودکان به خیرآباد، خورین و محمودآباد سری زدیم و با چند کودک کار آشنا شدیم.
همچنین با برخی از دوستان صحبت کردیم تا بتوانیم آدرس کودکانی را بیابیم که در کارگاهها و پشت درهای بسته مشغول به کار هستند. چند آدرس در جعفرآباد، خورین و محمدآباد عربها به ما داده شد.
تصمیم گرفتیم چهارشنبه و پنجشنبه در دو شیفت صبح (ساعت ۹ تا ۱۲) و بعدازظهر (ساعت ۱۴ تا ۱۷) به جستوجو و ارائهی هدایا بپردازیم.
چهارشنبه ۲۳ آبان
صبح چهارشنبه شد. هنوز خشکبار و شیرینی نخریده بودیم، همچنین دستهبندی وسایل کامل نشده بود. یکی دو ساعت صرف انجام این کارها شد.
سپس دو نفری با یک ماشین به سمت خیرآباد حرکت کردیم اما بارش باران و زمان اندک ما را بر آن داشت تا بازگردیم.
بعدازظهر نیز دو نفری با یک ماشین راس ساعت ۱۴ حرکت کردیم. مقصد اول ما یک کارگاه خیاطی در جعفرآباد اخوان بود. سه نوجوان ۱۶ تا ۱۸ سال مشغول به کار بودند. برایشان توضیح دادیم. یکی از آنها دخترخانمی ۱۸ ساله بود که گفت از ۱۰ سالگی مشغول کار در کارگاههای خیاطی است و این کار را دوست دارد. ایشان آدرس کارگاهی دیگر را در جعفرآباد داد که خواهر ۱۴ سالهاش آنجا کار میکرد. هدایا را دادیم و رفتیم سراغ کارگاه دوم.
صاحب کارگاه در را به رویمان گشود. برایش توضیح دادیم. کمی دودل بود اما پذیرفت که نوجوانان شاغل را بیرون از کارگاه ببینیم. سه نوجوان حدود ۱۵ تا ۱۶ سال یکی یکی بالا آمدند. متاسفانه دخترها نیامدند. برایشان در مورد روز جهانی کودک گفتیم و این که قصد ما چیست. برخوردشان بسیار دوستانه و مهربان بود. به انتخاب خودشان جوراب و کتاب برداشتند. از آنها خواستیم تا اگر دوست دارند برای پدر، مادر یا سایر افراد خانواده هم جوراب بردارند. با شرم و حیای بسیار چندتایی برداشتند.
در همین مقطع بود که متوجه شدیم کتابهای انتخابیمان مناسب سنهای پایینتر است و با کمبود کتابِ مناسب مواجه هستیم.
مقصد بعدی ما جادهی خورین بود. آدرس یک بلورسازی را داشتیم. در که زدیم کودکی در را باز کرد. حدودا ده سال داشت. داخل مجموعه تعداد زیادی از افراد مشغول به کار بودند، و در میانشان ۴ نوجوان بود. بعد از معرفی دوطرفه و نوشیدنِ چای، از صاحب کارگاه خواستیم تا نوجوانان را صدا کند تا با آنها صحبت کنیم. آمدند و بعد از معرفی برنامه به انتخاب خودشان هدایایی برداشتند. راضی و خشنود بودند. چون از مهاجران افغان بودند که امکان عبور و مرور در سطح شهر را نداشتند. به آنها گفتیم که اگر دوست داشته باشند میتوانیم برایشان کتاب ببریم تا بخوانند.
آخرین مقصد ما روستای محمودآباد بود. مهدی پسری نوجوان بود که سرِ ساختمان کار میکرد. هدیهی مختصری برای خود و خانوادهاش برداشت. سرما خورده بود و لباس تنش اصلا مناسب نبود. میلرزید. کاری از دستمان برنمیآمد. خداحافظی کردیم.
پنجشنبه ۲۴ آبان
پنجشنبه صبح با کمی تاخیر، دو نفری با یک ماشین به سمت پوئینک حرکت کردیم. آدرس پسری را داشتیم که شاگرد میوهفروش بود اما نیافتیمش.
در پوئینک پنجشنبه بازاری بود. رفتیم تا ببینیم چه خبر است. کودکانِ بسیاری مشغول به کار بودند. بعضی به تنهایی کار میکردند اما بیشتر کمک پدر، مادر یا همراهانشان بودند. یکی خرما میفروخت، دیگری جعبهی میوهها را جابجا میکرد، کودکی دیگر مشغول کشیدن کارت بود، آن یکی پیازها را جدا میکرد، یک کودک هم فریاد میزد تا مشتری جذب کند، یکی هم کیفها را مرتب میکرد ... خلاصه مشغول بودند. هدایا را به دست گرفتیم و راه افتادیم در بازار. برای هر کدامشان دلیلِ آمدنمان را توضیح داده و هدیهشان را دادیم. اول مشکوک به ما نگاه میکردند و در پایان لبخندی شیرین بر لب داشتند.
آدم بزرگها گاه به سخره گرفتند، گاه تشکر کردند و حتی گاه میخواستند تا از محصولاتشان به عنوان تشکر به ما بدهند. لبخند رضایتِ کودکان و مهربانیِ بزرگترها به دنیایی میارزید. ساعت نزدیک ۱۲ بود که بازار را ترک کردیم.
بعدازظهر ساعت ۱۴ با دو ماشین و گروهی پنج نفره راهی شدیم. این بار آدرسی نداشتیم. پس هر ماشین به سمتی رفت. هر جا کودکی را مشغول به کار دیدیم، ضمن ارائهی توضیحات، هدایایی تقدیم شد با آرزوی بهترینها برایشان.
بعضی از کودکان گاریهای بازیافت داشتند و مشغول به جمع کردن مواد بازیافتی بودند. کودکانی دیگر در مغازه و کنار پدر یا صاحبکارشان مشغول به کار بودند؛ گاه فروش میوه، گاه فروش بنزین، گاه جابجایی تایرهای ماشین، گاه مکانیکی و.... تعدادی از کودکان سر زمینِ کشاورزی یا در گلخانهها کار میکردند. بعضی نیز سر چهارراهها به فروش آدامس و ...، گرداندن اسفند یا تکدی مشغول بودند.
آویزهای نمایشِ کتاب که به جمعیت امانت داده شده بود، وجود داشتند اما ما فراموش کردیم. میتوانستیم از آنها برای ارائهی کتاب و جوراب در این برنامه استفاده کنیم. اگر با در دست گرفتن آویزها به محل کارِ کودک میرفتیم موجبات نگرانیِ والدین یا صاحب کار فراهم نمیشد.
جوراب پسرانه سایز مناسب کم آمد. همچنین هدیه دادن به پدر و مادر و سایر افراد خانواده هم خیلی ضرورتی نداشت. شاید دو جین جوراب مردانه و یک جین جوراب زنانه کفایت میکرد. و ای کاش یک جین جوراب هم برای خردسالان داشتیم.
در کل برنامه بسیار خوب و بهتر از انتظار ما برگزار شد. واکنش کودکان در بیشتر موارد مثبت و رضایتبخش بود، فقط گاهی اطمینان نداشتند و لبخندی نمیزدند.
به امید روزی که تعادل برقرار شود و کودکانِ ما نه آنچنان باشند که برای پول مجبور باشند کار کنند، آنهم کارهای سخت؛ نه آنچنان باشند که دور از جامعه و محیطهای کاری بزرگ شوند، به گونهای که در سن ۱۸ سالگی آمادگیِ ورود به جامعه و فضاهای کاری را نداشته باشند.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, روز جهانی کودک, ورامین
27 شهریور 1397
کارگاه «آشنایی با دانشنامه ویکیپدیا» سهشنبه ۲۷ شهریور از ساعت 17:30 تا 19:30 با حضور ۲۵ نفر در دفتر «جمعیت زنان خورشید» برگزار شد.

علی پیرحیاتی، ارائهدهنده کارگاه و از کاربران باسابقه ویکیپدیای فارسی، ابتدا سؤالاتی راجع به میزان آشنایی حاضران با دانشنامه ویکیپدیا و برداشت آنها از نحوه کار این دانشنامه مطرح کرد. پس از آنکه حاضران پاسخ خود را به این سؤالات بیان کردند، آقای پیرحیاتی به ارائه توضیحاتی درباره سازوکارهای شکلگیری این دانشنامه و نحوه اعتبارسنجی مطالب ویکیپدیا پرداخت و اظهار داشت که مطالب دانشنامه ویکیپدیا دارای اعتبار ذاتی نیستند و مخاطبان باید اعتبار مطالب را با توجه به منابعی که در ویکیپدیا به آنها ارجاع داده شدهاست، بررسی کنند. بنابراین هیچ مطلبی نباید بدون منبع معتبر در ویکیپدیا قرار گیرد. البته باید توجه داشت که اکثر مطالبی که در ویکیپدیا قرار میگیرد توسط کاربرانی نوشته میشود که بهدنبال نشر اطلاعات موثق در میان عموم هستند و بنابراین در ارائه مطالب، دقت کافی را به کار میگیرند. همچنین کاربران بهصورت دائمی، فعالیت یکدیگر را بازرسی میکنند و سعی دارند تا مطالب غیرمعتبر و خرابکارانه از ویکیپدیا حذف شود.
سپس بخشهای گوناگون یکی از مقالات ویکیپدیا بهعنوان نمونه برای حاضران تشریح شد و مخاطبان با نحوه جستجوی صحیح مطالب در ویکیپدیا و نیز اصطلاحاتی مثل «مقاله»، «رده»، «الگو»، «صفحه بحث»، «تاریخچه»، «ابهامزدایی» و «تغییرمسیر» آشنا شدند. مطالب مختصری هم درباره چگونگی ایجاد و ویرایش مقالات در ویکیپدیا ارائه شد. از جمله نکاتی که باید هنگام ویرایش در ویکیپدیا به آنها توجه داشت، «رعایت حق تکثیر»، «بیطرفی»، «ارائه منابع معتبر» و «سرشناسی موضوع مقاله» است. هنگام افزودن مطالب به ویکیپدیا باید از کاربرد القاب یا کلمات دارای بار ارزشی مثبت یا منفی (مثل شهید، حضرت، عالیجناب، دکتر) و نیز مطالب جانبدارانه و جنجالبرانگیز خودداری کرد. همین نکته باعث میشود کسانی که در هواداری از یک جریان یا مکتب خاص یا در مخالفت با آن، تعصب دارند، نسبت به ویکیپدیا، دیدی منفی داشته باشند.

آقای پیرحیاتی درباره نقش ویکیپدیا در اطلاعرسانی به عموم مردم، خاطرنشان کرد که ویکیپدیا یکی از پربازدیدترین وبسایتهای جهان است و بنابراین تلاش برای ارائه مطالب موثق و معتبر در آن بسیار اهمیت دارد. روزانه هزاران نفر برای کسب اطلاعات بیشتر راجع به موضوعهای مختلف از جمله پزشکی، سیاست، مذهب، اقتصاد و گردشگری به این دانشنامه مراجعه میکنند. ویکیپدیای فارسی که در آذرماه ۱۳۸۲ اولین مقالات آن نوشته شدهاند، نقش مهمی در اطلاعرسانی به فارسیزبانان داشته و از نظر تعداد مقالات، در رده هفدهم ویکیپدیاها (بالاتر از ویکیپدیای عربی و ترکی) قرار دارد. میزان مشارکت زنان در ویکیپدیا، کمتر از ده درصد کل کاربران است. لذا جلب مشارکت زنان برای رشد بیشتر ویکیپدیای فارسی بسیار حائز اهمیت است.

در انتهای جلسه، حاضران درباره جنبههای گوناگون ویرایش در ویکیپدیای فارسی و امکان افزودن مطالب خصوصاً راجع به شهرستان ورامین، به بحث و پرسشوپاسخ پرداختند. آقای محمد حیدرزاده (از مدیران ویکیپدیای فارسی) به دلیل کسالتی که برایشان پیش آمد، نتوانستند در برنامه شرکت کنند که برایشان آرزوی سلامتی داریم.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, ویکی پدیا
5 شهریور 1397
از ساعت ۱۳ و ۳۰ تا ساعت ۲۱ در تدارک و برگزاری این برنامه گذشت.
خانمی برای نظافت دفتر آمدند و قبل از شروع برنامه رفتند.
چیدمان اول برنامه و برچیدن وسایل در پایان کار با کمک دوستان انجام شد.


در آغاز نشست صمیمانهای شکل گرفت که به شروع برنامه انجامید.
آقای سعید وزیری دربارهی انتشارات واج و چاپِ اولین کتاب خانم طیبه بختیاری در این انتشارات صحبت و کتاب «پوئینگ از نگاه کودکی» را یک تکنگاری خوب معرفی کردند.

آقای میرزایی (همسر خانم بختیاری) و دختر خانمهایشان، خاطرههایی از خانم طیبه بختیاری تعریف کردند.
خواهر خانم بختیاری هم تشریف آوردند و از کودکیِ خود و خاطرهی زندگی با خواهرشان تعریف کردند.
نوای نی و آواز، دلمان را آرام کرد.
تنی چند از حاضرین، قسمتهایی از کتابهای خانم بختیاری را خواندند.
خانم طیبه بختیاری زنی بود که به نگاه ویژهی خود نسبت به زندگی اهمیت داد و تلاش کرد دیگران را هم با نوشتههایش به خودشان بشناساند.
روحش شاد و یادش گرامی!

برچسبها: جمعیت زنان خورشید, طیبه بختیاری
27 مرداد 1397
روز شنبه ۲۷ مردادماه در دفتر جمعیت زنان خورشید اولین جلسه قصهگویی انجام شد؛ قصهی خروس خاله مرجان در جمع کودکان کمتوان ذهنی.
انتخاب این قصه به این دلایل بود:
1. کوتاه بودن قصه با توجه به شرایط ویژه کودکان
2. در این قصه عناصر طبیعی (خورشید، روز، شب، طبیعت، فضای روستایی و حیوانهای خانگی مثل مرغ و خروس) زیاد به کار رفته و کودکان بیشتر با این فضا آشنا میشوند.
3. کودکان میآموزند که به حرف بزرگترها توجه کنند.
4. قابلیت اجرای نمایش توسط خود کودکان وجوددارد.
ما (اعضای جمعیت) همراه با کودکان دایرهوار نشستیم و در مورد قصه صحبت کردیم و قصه شروع شد.
پس از پایان قصه، به صورت داوطلب از کودکان خواستیم تا قصه را خودشان با روایت خودشان بازگو کنند. چند کودک داوطلب شدند.





کودکان با مقواهای رنگی و پاستل شخصیتهای قصه را نقاشی و برای نمایش قیچی کردند.
در پی کنجکاوی کودکان بازدیدی از دفتر جمعیت داشتیم، در آن جا بازی فکری و در حیاط بازی خلاقی منتظر کودکان بود که همگی همراه شدند.
در پایان با شخصیتهای قصه، نمایش اجرا کردیم.

بین فعالیتها از کودکان پذیرایی شد.
مجری کارگاه خانم مینا احمدی
(کارشناس ادبیات نمایشی)
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, کودک, قصه
16 مرداد 1397
سهشنبه ۱۶ مرداد، ميزبانِ خانم فرزانه حقدوست از همراهانِ گرامیِ جمعيت زنان خورشيد بوديم تا گفتگويي داشته باشيم در مورد صعودِ اخير ايشان به قله كليمانجارو در قاره آفريقا.
گفتگويِ ما با حضور گرم ايشان، چند نفر از اعضاي جمعيت و مهماناني كه برای اولين بار همراه ما بودند در ساعت ٧:٣٠ عصر شروع شد.
همراه با شنيدن خاطرات و تجربيات، عكسهايي از اين سفرِ هيجانانگيز را در لبتاب ديديم (و آرزوي داشتن يك ويدئو پرژكتور براي دفتر جمعيت را در سر پرورانديم).
آقاي افشاري (مسوول هيات كوهنوردي شهرستان ورامين) هم به جمع ما اضافه شدند اما پس از نيم ساعت به دلیل مشغلهی کاری ما را ترك كردند.
گفتگوي شيرينِ ما تا حدود ساعت ٩:١٥ دقيقه ادامه داشت.
خلاصهاي از اين گفتگو را با هم ميخوانيم:
«برنامهريزي براي سفر كليمانجارو از ارديبهشت امسال شروع شد. با وجود اينكه چند نفری سعي كردند دلسردم كنند ولي توجهي به حرفهايشان نداشتم و به تمريناتم ادامه دادم.
ورزشهايي مانند دوچرخهسواري، دو و كوهنوردی (بصورت مرتب و پيوسته) در برنامهي دو و نيم ماهه قرار گرفت. استرس سفر باعث شد براي انجام تمرينات مصممتر شوم و تلاش بيشتري انجام دهم.
از دوحه به كشور تانزانيا و شهر كوچكي به نام كليمانجارو كه فرودگاهي به همين نام داشت پرواز كرديم، از آنجا با اتومبيل به شهر آروشا رفتيم و يك شب در اين شهر در هتل اقامت كرديم.
فرداصبح آماده بوديم براي حركت به سمت كليمانجارو ... تعداد زيادي شِرپا (حدود ۵۲ نفر) جلوي در هتل منتظر ما (بيست نفر) بودند.
همهي افرادي كه قصد صعود به كليمانجارو را دارند نزديك دامنهی كوه، با پاسپورت و همراهي گروههاي تانزانيايي وارد پاركي ميشوند كه از آنجا صعود آغاز ميشود. آب، مواد غذايي، ميز و صندليهاي تاشو را شرپاها در اين پارك سازماندهي کرده و با كوهنوردان همراهي را آغاز ميکنند.
مراقبت از طبيعت در مسير توسط شرپاها انجام ميگيرد. توجه كامل به اينكه فقط از مسير پاكوب رفت و آمد انجام شود و هيچكس حتا در حد يك قدم به پوشش گياهي جنگلهاي مناطق حارهاي آسيب نرساند از وظايف شرپاهاست.
قبل از ما تعدادي از شرپاها چادرها را برپا و غذا را آماده کرده بودند. خيلي محبت داشتند.
روز دوم طبيعتش كامل تغيير كرد. از جنگل وارد كوه شديم.
بعد از ۴ روز به كمپ كيبو كه آخرين كمپ بود رسيديم. هوا بسيار سرد بود. ساعت ١١ شب حمله به سمت قله شروع شد و ساعت ٩ صبح به قله رسيديم.
قلهي كليمانجارو دهانهي آتشفشاني بزرگي دارد و صاف است.
كليمانجارو يخچالهاي بزرگي دارد و دو ماه از سال به علت بارش هاي شديد صعودي صورت نميگيرد. قله كليمانجارو مرز بين كنيا و تانزانياست. از قله ميتوانستيم كنيا را ببينيم.
دماي هواي قله منفي بيست درجه بود.
موقع برگشت بصورت شن اسكي پايين آمديم. دو روز هم برگشت طول كشيد. این صعود درمجموع ۶ روز زمان برد.»
آرزوي سلامتي براي خانم حقدوست عزيز داريم. اميدواريم تلاش و پشتكارشان مستدام باشد و سفرهايشان بسيار.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, کلیمانجارو, سفر
9 مرداد 1397
سهشنبه نهم مرداد ماه نشستی با محوریت دوچرخهسواری بانوان در شهرستان ورامین با حضور ۱۰ نفر در جمعیت زنان خورشید به مدت دو ساعت اجرا شد.
خانم فاطمه یزدانی (مسوول دوچرخهسواری بانوان در اداره تربیت بدنی شهرستان ورامین) به این موارد اشاره کردند:
- برشمردن ویژگیهای دوچرخهسواری به عنوان یکی از رشتههای ورزش هوازی و تاثیر آن بر سلامت انسان
- تاریخچهی دوچرخهسواری آقایان و بانوان در ورامین
- تاکید فدراسیون بر گسترش فرهنگ دوچرخهسواری بین مردم با هدف استفاده از دوچرخه بعنوان وسیلهی رفت و آمد برای انجام کارهای روزمره توسط بانوان جهت کاهش افسردگی، چاقی مفرط، اعتیاد، روابط ناسالم و موارد اینچنینی بین افراد جامعه خصوصا زنان
- انتظار ایشان از شهروندان برای اضافه شدن به گروه دوچرخهسواری ورامین بصورت قانونمند و پیش بردن این رشتهی ورزشی به شکل کار گروهی هدفمند در سطح شهر
- حمایت ایشان از بانوان علاقمند به ورزش دوچرخهسواری در همهی مراحل ابتدایی تا پیشرفته و راهنمایی و همراهی در تمام مراحل آموزش و خرید وسایل
- گفتن تجربههای متفاوت تلخ و شیرین و به کار بردن مصلحتاندیشیها و برخوردهای خردمندانه برای تداوم رکاب زدن بانوان در شهرستان
- عدم استقبال شهروندان ورامینی از اجرای برنامهی گستردهی تحویل دوچرخه در کانکسهای تخصصی ایجاد شده در سطح شهر که منجر به جمعآوری کانکسها و حذف دوچرخهها شد.
- در نظر گرفتن محدودیتهای مذهبی و عرفی در شهرستان با هدف گسترش فرهنگ دوچرخهسواری بانوان در ورامین.


دوستان حاضر پرسشهای خود را مطرح میکردند و خانم یزدانی با تاکید بر نترسیدن و اقدام کردن به جای برشمردن محدودیتها پاسخ میدادند.
دوستی از تجربه صعودش به قلهی کلیمانجارو گفت و دوستی دیگر از ضروریات و تجربهی ۷۰ ساله خود در ورزشهای متفاوت خصوصا دوچرخهسواری.

علاقمندان میتوانند با مراجعه به کمیتهی دوچرخهسواری بانوان در ادارهی ورزش و جوانان شهرستان ورامین به آدرس خیابان شهید بهشتی نسبت به ثبتنام و پیوستن به گروه اقدام کنند.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, دوجرخه, ورامین
5 تیر 1397
سهشنبه پنجم تیر ۹۷ برنامهی تورق هفتهنامهی گلآقا در دفتر جمعیت با حضور ۲ نفر از شهروندان برگزار شد.

ستون نیش و نوش مورد توجه بیشتر قرار گرفت.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, گل آقا
۱۸ اسفند ۱396
صبح روز جمعه ۱۸ اسفند در کنار پروژهی «بازار خاطرهها» از ساعت ۹ تا ۱۱ صبح چهاردهمین مجمع عمومی سالانه جمعیت زنان خورشید برگزار شد. در این مجمع علاوه بر ارائه گزارشهای سالانه از بروشور جدید جمعیت نیز رونمایی شد.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, سازمان های مردم نهاد, ورامین
۱۵ تا ۱۸ اسفند 1396
بعد از چندین روز تلاش دستهجمعی و انجام مقدماتِ کار روز سهشنبه ساعت ۱۵ درب جمعیت برای بازدید عموم باز شد.

سهشنبه و چهارشنبه ۱۵ و ۱۶ اسفند از ساعت ۱۵ تا ۲۰ در خدمت مراجعین بودیم. همچنین پنجشنبه و جمعه ۱۷ و ۱۸ اسفند از ساعت ۱۰ صبح تا ۲۰ درب بازار بر روی عموم گشوده بود.






بوفهای در کنار بازار آماده کرده بودیم تا فضایی باشد برای نشستن و نوشیدن چای و دمنوش و قهوه و همچنین استراحت، گفتوگو با دوستان و مطالعهی کتاب و بروشورها و شاید گفتمان در مورد فلسفهی شکلگیری بازار.
روز چهارشنبه و پنجشنبه بوفهی بازار با ناهاری ساده و قیمتی مناسب در خدمت مراجعین بود.




در این برنامه اجناسی که در خانهی افراد بلااستفاده مانده بود برای فروش ارائه شد.
اجناس به سه دستهی «نو»، «در حد نو» و «کارکرده» تقسیمبندی شده بودند. ۱. کالاهایی که اصلا استفاده نشده بودند «نو» به حساب میآمدند. ۲. کالاهایی که دو الی سه بار استفاده شده و به دلایلی چون عدم توانایی در استفاده، هماهنگ نبودن با مالک، غیرضروری بودن و... بیاستفاده مانده بودند، «در حد نو» دستهبندی شدند. 3. کالاهایی که بیش از سه بار استفاده شده اما هنوز قابلیت برای استفاده شدن داشتند «کارکرده» نامیده شدند.
کالاها با قیمتی بسیار پایین ارائه میشدند.
هدف از این برنامه در درجهی اول ایجاد فضایی برای گفتمان در مورد فرهنگِ خرید، مصرف و تولید زباله بود. در درجهی دوم بیرون کشیدن اجناس از خانهی افرادی که از آن استفاده نمیکردند و ارائه به افرادی که آن اجناس به کارشان میآمد.
درآمد حاصل از فروش هر جنس به نسبت ۳۰ و ۷۰ درصد بین جمعیت زنان خورشید و مالکِ جنس تقسیم شد.



در این برنامه، موسسه توانبخشی کوشا و گروه هنری آرشیدا با کارهای زیبا و هنرمندانهاشان همراه جمعیت خورشید بودند.
این چهارمین و آخرین «بازار خاطرهها» بود که «جمعیت زنان خورشید» برگزار کرد.


امید که در این چهار سال توانسته باشیم تاثیری ولو کوچک در شیوهی مصرف مراجعین ولو به تعداد محدود داشته باشیم.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, بازار خاطرهها, بازیافت
در ابتدا مباحث تئوریک مطرح شد.

بعد از پذیرای مختصر کارگاه به صورت عملی کار خود را ادامه داد.
هر کدام از حاضرین قسمتی از کتاب را بلندخوانی کردند و در مورد شیوههای کار عملی بحث و گفت و گو شد.
شنوندگان به صورت فعال به ارزیابی کیفی بلندخوانی میپرداختند.



در قسمت بعدی پروژه، ساخت ماسکهای ساده و عروسکهای پارچهای آموزش داده شد.
پروژه با اجرای عملی کتاب «مرغ سرخ پا کوتاه» به اتمام رسید.
در اجرای کتاب مورد نظر ضمن ساخت صحنهای نمایش حاضرین به صورت مشارکتی به فعالیت پرداختند.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, با من بخوان
در ابتدا، کارشناس این نشست تخصصی، خانم مینا حسینی، با پرسشهایی، جمع حاضر را برای ورود به بحث آماده کردند.


سپس بر پایهی دانسته های حاضران و تکمیل اطلاعات در آن حوزه، مباحث را به خوبی به پیش بردند.
ایشان از دو پوستر گویا نیز برای توضیح اندامهای زنانه استفاده کردند.
همچنین کتابچهای با عنوان «بلوغ دختران» و بروشورهایی مرتبط با موضوع در اختیار حاضران در نشست قرار دادند. (کتابچه و بروشورها برای مطالعهی دوستان در دفتر جمعیت موجود است.)







نشست تخصصی امروز با شیوهی گفتگو و پرسش و پاسخ اداره شد.
مباحث طرح شده : - مفهوم نوجوانی - مفهوم بلوغ - نشانهها و تغییرات جسمی دوران بلوغ در دختران - نیازهای تغذیهای دوران بلوغ - تغییرات روحی و عاطفی دوران بلوغ
در پایان، دوستان شرکتکننده، خواستار برگزاری دورهای با موضوع «بلوغ پسران» شدند.
نوجوانان دختر شرکتکننده در این نشست، پرسش هایی داشتند که در حضور بزرگسالان نتوانستند بپرسند.
پیشنهاد می شود خانوادههای نوجوانان از مدرسهها بخواهند، امکانی فراهم شود تا مربی بهداشت دربارهی بلوغ دختران و پسران نشستهایی با آنها داشته باشد.
همچنین آموزش و پرورش منطقه، با دعوت از کارشناسان شبکهی بهداشت، زمینهای فراهم کند تا نوجوانان دختر و پسر و خانوادههایشان به اطلاعات درست در زمینهی «بلوغ» دست یابند.
همچنین دورههای ضمن خدمت با موضوع «بلوغ جنسی دختران و پسران» برای دبیران مقاطع متوسطهی اول و دوم ضروری به نظر میرسد.
در پایان از همکاری دوستان شورای مرکزی جمعیت برای برگزاری این نشست و خانم مینا حسینی، کارشناس محترم سپاسگزاری میشود.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, بلوغ جنسی دختران
هدف از برگزاری «بازار خاطرهها» ترویج فرهنگ استفادهی بهینه از وسایل و تولید کمتر و کمتر زباله بوده و است.
در این برنامه مبنا را گذاشتیم بر وجود وسایلی که در منازل موجود هستند ولی به علل مختلف مورد استفاده قرار نمیگیرند و منتظر فرسوده شدن و نهایتا پیوستن به انبوه زبالههای تولیدی جامعهی بشری هستند.
پیشنهاد ما در «بازار خاطرهها» این بوده و هست که به جای انباشت این وسایل در منازل، آنها را با دیگران به اشتراک بگذاریم و منطق این «به اشتراک گذاشتن» این است که آنچه در خانه و زندگی یک فرد با توجه به فرهنگ و سلیقههای متفاوت بیاستفاده مینماید، برای بسیاری از دیگران کارآ و لازم است. پس چرا باید این وسایل در جایی که به آن تعلق ندارند و ارزششان شناخته نمیشود فرسوده شوند و به هدر بروند؟
امسال نیز قصد برگزاری این برنامه را داریم.
تا پایان دی ماه آمادگی پذیرش وسایل شما را داریم. لازم به ذکر است که صرفا وسایل «نو» یا «در حد نو» پذیرش میشوند.
زمان و مکان تحویل وسایل: روزهای سهشنبه از ساعت چهار تا هفت بعدازظهر، دفتر جمعیت
شماره تماس جهت هماهنگی: 09109833543
«بازار خاطرهها» سال 1394
«بازار خاطرهها» سال 1393
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, بازار خاطره ها, بازیافت
برنامه با سه ترانه یلدایی و روشن کردن آتش برای چای شروع شد. در ادامه حافظخوانی را داشتیم.





یکی از مهمانان صحبت کردند دربارهی این موضوع که چرا ایرانیان با حافظ به این خوبی ارتباط برقرار میکنند؟ و به عنوان نمونه اولین غزل حافظ را تفسیر کردند.



بعد از آن یک به یک مهمانان و میزبانان شعرهایی را که آماده کرده بودند خواندند. همزمان ترانههایی که متن شعرشان از حافظ بود و آن غزل در جمع خوانده شده بود از بلندگوها پخش میشد و فرصتی بود برای لذت بردن از موسیقی و سلام و علیک تازهواردین و نوشیدن چای و دمنوش به یا خوردن تنقلات.



ساعت نزدیک 8 بود که همگی برای گرفتن عکس یادگاری جمع شدند و عکسی دستهجمعی به یادگار گرفته شد.

و بعد مهمانان از خودشان پذیرایی کردند. 🍏🍎🍮🍰
برنامه ساعت 8 تمام نشد. گروهی از حاضرین به نواختن سنتور و دف و خواندن آواز پرداختند که بسیار لذتبخش بود. برنامه با آوازخوانی دستهجمعی دوستان به پایان رسید. 🎶🎵



البته گپ و گفت دوستان تا ساعت 9 و نیم ادامه داشت.
امیدواریم این برنامه برای دوستداران حافظ و چای آتیشی لذتبخش بوده باشد.
از مهمانانِ گرامی سپاسگزاریم که با حضور سبزشان جشنِ یلدای جمعیت را گرمایی ویژه بخشیدند. به امید روزهایی سرشار از امید و سلامتی برای همه همراهان.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, یلدا, حافظ
مجری این طرح موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات ایران بود.






در این برنامهی آموزشی آموزگاران دورهی ابتدایی و علاقمندان در دو روز با موضوعات زیر آشنا شدند:
📕 آشنایی با ادبیات کودک
📕 معرفی کتابهای باکیفیت
📕 اهمیت تصویر در کتاب کودک
📕 آموزش روشهای بلندخوانی (تئوری و عملی)
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, با من بخوان

۱۶ مهر برابر با ۸ اکتبر روز جهانی کودک بود. نامگذاری این روز برای کودکان با نظرات متناقضی همراه است اما آنچه مسلم است این است که در ایران در این روز برنامههای مختلفی برای کودکان و در مورد کودکان برگزار میشود و امید است تا این بزرگنماییِ کودکان در احیای حقوق آنها گامی رو به جلو باشد.
جمعیت زنان خورشید هرساله این روز را گرامی میدارد و برنامهای برگزار میکند.
امسال برنامهی ما در تاریخ ۲۱مهر که جمعه بود در روستای قوئینک زُهری برگزار شد.
بعد از انجام هماهنگیهای لازم با فرمانداری، آموزش و پرورش، شورا و دهیاری روستا و با همراهی مدیرِ تنها مدرسهی روستا، صبح جمعه عازم روستای قوئینک شدیم. پس از آمادهسازیِ مدرسه و آمدنِ کودکان به همراه والدینشان حدود ساعت ۹ برنامه آغاز شد.

بعد از خواندن ابیاتی از شاهنامه و معرفی روز جهانی کودک و جمعیت زنان خورشید، کودکان به راهروی مدرسه هدایت شدند. در آنجا دوستان گرامی جمعیت منتظر بودند و کودکان را یاری دادند تا خیالهایشان را با مدادهای شمعی رنگی بر پارچهای سفید گسترده از این سوی راهرو تا آن سو نقش کنند.


یکی از دوستان در قالب مردی نقرهای کودکان را سرگرم و با نمایشی دیدنی آنها را به اتاق داستانخوانی دعوت کرد.

داستانخوانی در دو کلاس جداگانه (دو مقطع سنی) برگزار و در پایان کتابهایی به کودکان هدیه داده شد.


همزمان گریم صورت کودکان، فروش کتاب و پذیرایی از آغاز برنامه در حیاط مدرسه در جریان بود. اهالی روستا (انجمن اولیا و مربیان مدرسه) شربت خنک، شیرینی و... آوردند برای پذیرایی.

یکی از گروههای نمایشی شهرستان ورامین (آقای قمی) نیز نمایشی را در حیاط مدرسه اجرا کردند که با استقبال کودکان و اهالی مواجه شد.
بازیهای قدیمی همچون طنابکشی، وسطی، توپ و سبد و... نیز با همراهی دوستان و کودکان برگزار شد.







در نهایت ساعت ۱۲ برنامه به اتمام رسید و کودکان راهی منازلشان شدند. اعضا و همراهان جمعیت نیز بعد از مرتب کردن فضای مدرسه روستا را ترک کردند.

برگزارکنندگان از برنامه لذت بردند، امیدواریم کودکان روستای قوئینک نیز روزی شاد را سپری کرده باشند.

برچسبها: جمعیت زنان خورشید, روز جهانی کودک

