برنامه های جمعیت در سال 1391 به شرح زیر می باشد:
1- بازدید یک روزه از روستای احمد آباد کوزه گران.
2- بازدید یک روزه از روستای باغخواص.
3- پیاده روی و کوه پیمایی در روستای مهاباد فیروزکوه.
4- کارگاه ورامین شناسی 1 .
5- کارگاه ورامین شناسی 2 .
6- پیاده روی در روستای خمده ی فیروزکوه.
7- کارگاه ورامین شناسی 3 .
8- نشست حقوق شهروندی سالمندان.
9- برنامه ی روز جهانی کودک.
10- نشست یادبود مادر گرامی ِدو نفر از اعضای جمعیت.
11- شب یلدا.
12- بازدید از کارخ موزه ی گلستان.
13- انتقال دفتر به آدرس جدید.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, سازمان های مردم نهاد, ورامین
موجودی صندوق تا تاریخ 15/12/91 : 36526 تومان
تعداد اعضای صندوق: 7 نفر
حق عضویت ماهانه ی صندوق: 5000 تومان
گزارش وام صندوق خورشید مبلغ به تومان
| وام | زمان دریافت | مبلغ | سبب دریافت | اتمام بازپرداخت | تعداد داوطلب برای بازپرداخت |
| ششم | مهر 90 | 500000 | رهن دفتر خیابان عدل | مرداد 91 | 9 نفر |
| هفتم | دی 90 | 500000 | رهن دفتر خیابان عدل | دی 91 | 9 نفر |
| هشتم | بهمن 91 | 1500000 | رهن دفتر خیابان سینما | مرداد 93 | 9 نفر |
صندوق خورشید عضو می پذیرد.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, سازمان های مردم نهاد, ورامین
برگزاری نهمین نشست مجمع عمومی عادی سالانه ی جمعیت زنان خورشید
به مناسبت روز جهانی زن
زمان: جمعه 18 اسفند 1391 (8 مارس)
از ساعت 9 تا 12
مکان: دفتر جمعیت زنان خورشید
از تمامی اعضا و علاقه مندان دعوت به حضور می گردد.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, سازمان های مردم نهاد, ورامین
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, سازمان های مردم نهاد, ورامین, حقوق شهروندی, نمایش فیلم
در نشست کتاب خوانی امروز، بخش دیگری از داستان شاهنامه ی فردوسی را خواندیم.
برچسبها: شاهنامه فردوسی, جمعیت زنان خورشید, ورامین, نشست کتاب خوانی, سازمان های مردم نهاد
از مهمترین موارد مطرح شده در این جلسه می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- ارائه ی گزارشی از مراحل جابجایی و نقل مکان به دفتر جدید جمعیت.
2- ارائه ی گزارش نماینده جمعیت از حضور در همایش هم اندیشی سازمان های مردم نهاد شرق استان تهران که چهارشنبه 25 بهمن برگزار شده بود.
3- تعیین تاریخ و برنامه ی نهمین مجمع عمومی جمعیت زنان خورشید.
* جمعیت زنان خورشید، از تمامی عزیزانی که در نقل مکان دفتر جمعیت با ما همکاری و همیاری داشته اند، تشکر و قدردانی می نماید.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, ورامین, سازمان های مردم نهاد
در ادامه، بعد از آن که جاماسپ جنگ میان ایران و توران را پیش بینی می کند، شهریار ایران تصمیم به جنگ می گیرد. ابتدا اردشیر و سپس شیرو در جنگ از پا در می آیند، سپس شیدسپ و دیگری کهرم به جنگ می روند.
در آخر گرامی پسر جاماسپ به جنگ می رود و جان می دهد. بعد از همه ی این پهلوانان، زریر به جنگ می رود و او نیز جان می سپارد و در آخر نیوزاد پسر گشتاسب به میدان می رود که هیچ کس را توان مبارزه با او نمی باشد مگر پهلوانی از ترکان به نام بیدرفش که در جنگ، زریر را از پای در می آورد.
چه ناخوش بود دوستی با کسی که مایه ندارد ز دانش بسی
برچسبها: شاهنامه فردوسی, جمعیت زنان خورشید, ورامین, نشست کتاب خوانی, سازمان های مردم نهاد
با سلام.
به اطلاع دوستان و اعضای جمعیت زنان خورشید می رساند که دفتر جمعیت به آدرس زیر منتقل شده است:
ورامین - میدان راه آهن - خیابان مصطفی خمینی (خیابان سینما) - کوچه شهید ابوالقاسم اردستانی - سمت چپ - پلاک 4 .
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, سازمان های مردم نهاد, ورامین, حقوق شهروندی, ورامین شناسی
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, سازمان های مردم نهاد, ورامین
در نشست کتاب خوانی امروز، داستان شاهنامه دنبال شد. در ادامه خواندیم:
پس از پیشگویی های جاماسب وزیر گشتاسب شاه پیرامون جنگ پیش رو، سپاه ایران زمین با سپاه ارجاسب شاه، دو سپاه با هم رو در رو شدند و دلاوران ایران با سپاه دشمن، وارد جنگ تن به تن شدند. ابتدا پسر اردشیر، بعد از آن که نبرد قابل قبولی انجام داد، به وسیله ی ناوکی که زره اش را شکافت، کشته شد. بعد از او، شیراورمزد به میدان رفت و دلاورانه جنگید تا این که ناگهان او را هدف تیر قرار دادند و او نیز کشته شد. و بعد از آن پسر جاماسب وزیر که گرامی نام داشت به میدان رفت و او نیز به طرز ناجوانمردانه ای کشته شد.
داستان ادامه پیدا کرد تا این که زریر نیز به میدان شتافت و او نیز کشته شد. گشتاسب که از کشته شدن برادر آگاه گشت، بسیار غمگین شد و خواست خود به میدان نبرد برود که جاماسپ او را منع کرد و این راه را عاقلانه ندانست.
برچسبها: شاهنامه فردوسی, جمعیت زنان خورشید, ورامین, نشست کتاب خوانی, سازمان های مردم نهاد
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, سازمان های مردم نهاد, ورامین, حقوق شهروندی, نمایش فیلم
گشتاسب جواب نامه ی ارجاسپ را می دهد و او را به جنگ فرا می خواند. در رویارویی با سپاه ارجاسپ، جاماسپ همه ی اتفاقات جنگ را پیشگویی می کند و جنگ بین گشتاسب و ارجاسپ شروع می شود.
که داد خدایست و زین چاره نیست خداوند گیتی ستمکاره نیست
برچسبها: شاهنامه فردوسی, جمعیت زنان خورشید, ورامین, نشست کتاب خوانی, سازمان های مردم نهاد
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, سازمان های مردم نهاد, ورامین, حقوق شهروندی, نمایش فیلم
برچسبها: شاهنامه فردوسی, جمعیت زنان خورشید, ورامین, نشست کتاب خوانی, سازمان های مردم نهاد
زمان : جمعه ۸ دی ۱۳۹۱





برچسبها: جمعیت زنان خورشید, حقوق شهروندی, ایران شناسی, سازمان های مردم نهاد, ورامین
در نشست آزاد امروز، به همراه دوستان واعضای جمعیت، فیلم" کمال الملک " ساخته ی دیگری از علی حاتمی را دیدیم.

برچسبها: جمعیت زنان خورشید, سازمان های مردم نهاد, ورامین, حقوق شهروندی, نمایش فیلم
در نشست کتاب خوانی امروز، ادامه ی داستان شاهنامه را خواندیم. در ادامه؛
قیصر بزمی به پا می کند و در آن همسران ِدختران خود را به رومیان معرفی می کند. در این میان کتایون از گشتاسب می خواهد خود را معرفی کند. در میدان بزم، گشتاسب هنرنمایی می کند و قیصر سراغ نام و نشان او را می گیرد. جست و جوی او و کتایون نافرجام می ماند. از سوی دیگر، قیصر به پشتوانه ی گشتاسب از الماس، فرمانروای خزر باژ (خراج) می خواهد و با جنگ تسلیم قیصر می شود. قیصر به دلیری و پهلوانی گشتاسب از ایران نیز باژ می خواهد.
فالوس، پیام بر ِقیصر که نزد لهراسب می رود، نشان ِگشتاسب را به پدر می دهد. لهراسب، زریر را به همراهی پهلوانان ایران، دنبال گشتاسب برادرش می فرستد. زریر به نزد قیصر می رود و می گوید که این بنده از ایران به روم گریخته و پیغام لهراسب را می دهد که؛ اگر قیصر سر جنگ دارد، ما را بیم در دل نیست... . و گشتاسب از قیصر می خواهد که به سوی ایران برود و به تنهایی با پادشاه ایران صحبت کند.
زمان رویارویی سپاه ایرانیان با گشتاسب، همه او را ستایش کردند و زریر و لهراسب، تاج را بر سر او گذاشتند و او را پادشاه ایران خواندند. بعد از سال ها، کتایون و گشتاسب دو فرزند به نام اسفندیار و پشوتن داشتند. زردتشت ِپیامبر، گشتاسب را به دین خود خواند. پس از چندی زردتشت به گشتاسب گفت: شایسته نمی باشد که تو به ارجاسب باژ بدهی. از آن سوی یکی از دیوان به ارجاسب می گوید: چرا اجازه می دهی که گشتاسب با تو به دشمنی برخیزد؟ ارجاسب به گشتاسب نامه می نویسد و او را به جنگ می خواند.
چنین است کیهان ناپایدار برو تخم بد تا توانی مکار
همی خواهم از دادگر یک خدای که چندان بمانم به گیتی به جای
برچسبها: شاهنامه فردوسی, جمعیت زنان خورشید, ورامین, نشست کتاب خوانی, سازمان های مردم نهاد
طبق برنامه و اطلاع رسانی قبلی، سفر یک روزه ای با هدف بازدید از مجموعه ی موزه های کاخ گلستان، در روز جمعه ۸ دی ۱۳۹۱ برگزار شد. اعضای شرکت کننده در این برنامه، ساعت ۷:۳۰ دقیقه ی صبح در محل قرار که میدان رازی بود، جمع شدند. همگی سوار اتوبوس های مترو شدیم و از آن جا هم با مترو به ایستگاه ۱۵ خرداد رفتیم. میدان ارگ برعکس سایر روزهای هفته، خلوت بود و سکوت و آرامش خاصی داشت.
از مقابل ساختمان رادیو تهران رد شدیم و به در ورودی موزه رسیدیم و پس از تهیه بلیط به داخل محوطه ی کاخ رفتیم. از کنار آب نمای زیبایی با فواره های سنگی عبور کردیم و به تخت مرمری که در ضلع شمالی کاخ قرار داشت و یکی از جالب ترین قسمت های کاخ بود، رسیدیم. پس از آن به ایوانی رسیدیم که خلوت کریم خانی نام داشت، این قسمت از بنا در زمان زندیه ساخته شده بود و سنگ قبر ناصرالدین شاه و مجسمه ای از سنگ مرمر در آن جا قرار داشت که از شهر ری به این کاخ منتقل شده بود. در امتداد همین قسمت، نگارخانه، حوضخانه، تالار ظروف، تالار آیینه، تالار سلام و تالار عاج در یک مسیر قرار داشتند که علاوه بر معماری بسیار جالبشان اشیای دیدنی زیادی در آن ها به چشم می خورد. تالار سلام اولین موزه ی ایران است که به پیروی از اروپائیان ساخته شده است. نکته ی جالب این که یک شهاب سنگ واقعی در این موزه وجود دارد که آن را در منطقه ی ورامین کشف کرده اند.
اولین موزه ی ایران در زمان ناصرالدین شاه قاجار و در تالار سلام ساخته شده است. موزه ی ظروف، مجموعه ای بی نظیر از هدایای پادشاهان خارجی مثل ناپلئون به شاهان ایرانی بود. در ضلع شرقی کاخ به شمس العماره یا عمارت خورشید می رسیدیم که انسان را به یاد تهران قدیم می اندازد. شمس العماره بلندترین ساختمان در زمان خودش بوده و همچنین یک برج ساعت قدیمی هم دارد که اولین ساعت شهری تهران در آن نصب شده است. در ضلع جنوبی کاخ، به عمارت بادگیر می رسیدیم. بادگیرها برج هایی هستند که به خاطر شکل خاصشان می توانند باد را به قسمت های درونی ساختمان هدایت کنند، همان کاری که امروزه کولرها انجام می دهند.
سپس به چادرخانه که قبلا محل نگهداری چادرهای سلطنتی بود، رسیدیم ولی حالا مکان نمایشگاه های مختلف کاخ گلستان است. تالار الماس هم در ضلع جنوبی کاخ قرار دارد و علت نامگذاری این تالار، آیینه کاری های زیبای آن بوده است که در زمان فتحعلیشاه قاجار ساخته شده است و در انتها از موزه ی مردم شناسی بازدید کردیم که نام این بنا، کاخ ابیض (سفید) بود که اکنون موزه ی مردم شناسی است . از وسایل حمام و سفره ی عقد گرفته تا کفش و لباس زنان و مردان و اقوام گوناگون.
پس از بازدید از کاخ، ناهارمان را در محوطه ی روبروی رادیو تهران خوردیم و با مترو و اتوبوس به ورامین برگشتیم. این برنامه در ساعت ۱۶:۳۰ دقیقه به پایان رسید.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, سازمان های مردم نهاد, ورامین, ایران شناسی, حقوق شهروندی
مراسم بزرگداشت شب یلدای امسال، به پیشنهاد یکی از اعضای جمعیت، در منزل ایشان برگزار شد. این برنامه در شب چهارشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۱ از ساعت ۱۸ تا ۲۱:۳۰ دقیقه با حضور دوستان و اعضای جمعیت، در جمعی گرم و صمیمی اجرا شد.
مهمان ها یکی یکی و چند تایی از ساعت مقرر به منزل محل برگزاری این مراسم رسیدند. برای پذیرایی از آن ها، میوه های شب چله مثل پرتقال و نارنگی و انار، جلوتر چند قاچ شده و در سبد چوبی قرار گرفته بودند که جلوه ی زیبایی به اتاق می دادند. همینطور از شب چره های دیگری مثل آجیل، پف فیل، سیب خشک، آلوچه و لواشک و ... و همچنین چای سبز و چای سیاه، در پذیرایی استفاده شد.
مهمان ها ساعتی را به گپ زدن گذراندند و بعد از آن با اعلام شروع برنامه ی شب یلدا، سکوت کردند. در ابتدای برنامه داستانی از مراسم شب یلدا در گذشته های دور تعریف شد؛ " میوه هایی که در شب یلدا رسم بوده مردم بخورند، انار، انگور، میوه های خشک و گندمک و ... بوده. بعدها هندوانه هم به آن ها اضافه شده و رسم بوده که قاچ کردن هندوانه بر عهده ی میزبان یا پیرترین زن حاضر در جمع بوده است و برش دادن آن هم باید به شکلی می بوده که تداعی کننده ی شعاع های خورشید باشد و میزبان خودش بعد از این که هندوانه ها را برش زده، آن ها را بین مهمان ها پخش می کند به نحوی که خودش محور مرکز خورشید بشود... ." پس از آن چند داستان کوتاه دیگر هم از آداب و رسوم گذشته ی ایرانی ها تعریف شد.
در لابه لای حرف ها، هر کس هر داستان یا اطلاعاتی درباره ی شب یلدا داشت، برای بقیه تعریف کرد و در همین حین هم از آن ها با شب چره ها پذیرایی شد. بعد از آن نوبت گرفتن فال حافظ رسید!... فالی به نیت جمع و برای جمعیت زنان خورشید گرفته شد. و چند شعر زیبا از غزلیات حافظ هم برای جمع خوانده شد. پس از آن، مهمان ها با شام مختصر ولی خوشمزه ای پذیرایی شدند و مراسم شاد و گرم و صمیمی ما در ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه با رفتن مهمان ها به پایان رسید.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, سازمان های مردم نهاد, ورامین, ایران شناسی, حقوق شهروندی
در ادامه ی این نشست، بخش هایی از کتاب تائوت چینگ، اثر لائوتزه با ترجمه ی فرشید قهرمانی را خواندیم.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, سازمان های مردم نهاد, ورامین, حقوق شهروندی, نمایش فیلم
در نشست کتاب خوانی امروز، ادامه ی داستان شاهنامه را خواندیم:
گشتاسب با دلیری گرگ را از پای درمی آورد و آن را به میرین تسلیم می کند. قیصر که دید میرین شرط را به جای آورده، دختر دومش را به همسری او در می آورد. از آن سو، پلهوانی دیگر به نام اَهرن خواستگار دختر سوم قیصر می شود و با خواسته ی قیصر که کشتن اژدها در کوه سقیلان است، رو به رو می شود!
اَهرن نیز به سراغ گشتاسب برای یاری و کمک می رود. گشتاسب دوباره با پهلوانی و دلیری، اژدها را از پای در می آورد و اَهرن می سپارد تا به نزد قیصر رود. قیصر که با اجابت شرطش از سوی اَهرن روبرو شده بود، دختر سومش را به همسری او در می آورد.
مرا گفتن و کار بر دست اوست سخن گفتن نیک هر جا نکوست
برچسبها: شاهنامه فردوسی, جمعیت زنان خورشید, ورامین, نشست کتاب خوانی, سازمان های مردم نهاد

بازدید از کاخ موزه ی گلستان
زمان حرکت : جمعه ۸ دی ماه 1391 - ۷:30 دقیقه صبح
مکان ملاقات : ورامین - میدان قطب الدین رازی (چوب بری) - ایستگاه اتوبوس
هزینه هر نفر : ۰۰۰ ۱۰تومان
لوازم مورد نیاز: لباس گرم و یک وعده ی ناهار سبک و ... .
برچسبها: ایران شناسی, جمعیت زنان خورشید, سازمان های مردم نهاد
در نشست آزاد امروز، به اتفاق دوستان و اعضای جمعیت، فیلم دیگری از ساخته های آقای علی حاتمی را دیدیم.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, سازمان های مردم نهاد, ورامین, حقوق شهروندی, نمایش فیلم
در نشست کتاب خوانی امروز، ادامه ی داستان شاهنامه را خواندیم:
کدخدای یک روستا، گشتاسب را به خانه ی خود می برد و پناه می دهد. از آن سو، قیصر روم برای دختر خود کتایون، به دنبال همسر بود. بنا به خوابی که کتایون دیده است، گشتاسب را به همسری انتخاب می کند. و چون نام و نشان گشتاسب برای قیصر روم معلوم نبود، او و کتایون را از دربار می راند. از این سو پهلوانی به نام میرین به خواستگاری دختر دوم قیصر می آید و قیصر شرط می کند که باید گرگی را که در فاسقون است از بین ببرد. میرین از گشتاسب کمک می خواهد و برای او اسب و شمشیر می آورد.
که او گفت در بیشه فاسقون یکی گرگ باشد به سان هیون
اگر کشته آید به دست تو گرگ تو باشی به روم ایرمانی بزرگ
برچسبها: شاهنامه فردوسی, جمعیت زنان خورشید, ورامین, نشست کتاب خوانی, سازمان های مردم نهاد

در نشست آزاد امروز، فیلم " دلشدگان " اثر کارگردان بزرگ ایران زمین، علی حاتمی را به اتفاق دوستان و اعضای جمعیت تماشا کردیم.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, سازمان های مردم نهاد, ورامین, حقوق شهروندی, نمایش فیلم
در نشست کتاب خوانی امروز، داستان شاهنامه به پادشاهی لهراسب رسید.
لهراسب دو فرزند داشت به نام گشتاسب و زریر. گشتاسب از پدر می خواهد پادشاهی را به او بسپارد و از پدر جواب می شوند:
جوانی هنوز، این بلندی مجوی سخن را بسنج و به اندازه گوی
گشتاسب از پدر برمی تابد و راهی هندوستان می شود که زریر به دنبال او می آید و او را برمی گرداند. اما باز در نهایت گشتاسب از تحت فرمانروایی پدر و ایران به سوی روم می رود و در بازار آهنگران با یک نعل ساز به نام بوراب آشنا می شود.
نماند به کس روز سختی نه رنج نه آسانی و شادمانی نه گنج
بد و نیک بر ما همی بگذرد نباشد دژم هر که دارد خرد
برچسبها: شاهنامه فردوسی, جمعیت زنان خورشید, ورامین, نشست کتاب خوانی, سازمان های مردم نهاد


ادامه ی عکس ها در ادامه ی مطلب
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, سازمان های مردم نهاد, ورامین, حقوق شهروندی, ورامین شناسی
ادامه مطلب...
1- برگزاری برنامه ی بزرگداشت شب یلدا در منزل یکی از اعضای جمعیت.
2- اجرای سفر یک روز و بازدید از یک موزه در تهران، در هفته ی اول دی ماه.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, ورامین, سازمان های مردم نهاد
نشست آزاد امروز در سه بخش برگزار شد. در بخش اول، به همراه دوستان و اعضای جمعیت، فیلم دیگری از علی حاتمی، کارگران بزرگ ایران را تماشا کردیم. در بخش دوم که به هشتیم نشست شورای مرکزی اختصاص داشت، جلسه شورای مرکزی با حضور اعضا برگزار شد. و در بخش سوم، مجلس یادبودی به مناسبت گرامی داشت یاد و خاطره ی مادر عزیز یکی از اعضای جمعیت برپا شد که گزارش آن ها در سایر بخش ها خواهید خواند.
برچسبها: جمعیت زنان خورشید, سازمان های مردم نهاد, ورامین, حقوق شهروندی, نمایش فیلم
در نشست کتاب خوانی امروز، در ادامه ی شاهنامه خوانی، داستان به آن جا رسید که زال از کیخسرو می خواهد به پاس همراهی ِهمیشگی رستم، قسمتی از ایران زمین را به او بسپارد و کیخسرو سرزمین نیمروز را به رستم می بخشد. قم و اصفهان را هم به گیو بخشیده و قسمتی دیگر را هم به گودرز می سپارد. پس از آن کیخسرو پادشاهی را به سهراب سپرد و در روزی که برف می بارید، ناپدید شد.
خردمند باش و بی آزار باش همیشه روان را نگه دار باش
برچسبها: شاهنامه فردوسی, جمعیت زنان خورشید, ورامین, نشست کتاب خوانی, سازمان های مردم نهاد

